<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	version="2.0">
<channel>
	<title>ⱽⁱᵛᵃ ˡᵃ ᵛⁱᵈᵃ◡̈⃝</title>
	<link>https://wonderel.blogix.ir</link>
	<atom:link href="https://wonderel.blogix.ir/rss.xml" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<description>افکار یه سقوط کرده از پشت‌بوم بیمارستان بارتز!</description>
	<language>fa</language>
	<ttl>60</ttl>
	<generator>https://blogix.ir</generator>
	<lastBuildDate>Sat, 03 Oct 2026 17:10:29 +0330</lastBuildDate>
	<item>
		<title>زندگی معمولی و روتین همیشگی!</title>
		<link>https://wonderel.blogix.ir/post/32</link>
		<guid isPermaLink="true">https://wonderel.blogix.ir/post/32</guid>
		<pubDate>Sat, 03 Oct 2026 17:05:37 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[نشسته‌ام به در نگاه میکنم، دریچه آه میکشد!
خیلی وقت بود میخواستم بیام و درباره این ماه اخیر بنویسم که خب هی پشت گوش مینداختم چون نه حسش بود و نه حالش.
ولی امروز گفتم بذار بنویسم.
نشستم دارم سری مارول رو میبینم. مرد عنکبوتی رو هر ۴ قسمتش رو دیدم. بماند که قبلش اون سری قدیمی تراشو دیدم. عنکبوتی ۱ ، ۲...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>نشسته‌ام به در نگاه میکنم، دریچه آه میکشد!</p><p>خیلی وقت بود میخواستم بیام و درباره این ماه اخیر بنویسم که خب هی پشت گوش مینداختم چون نه حسش بود و نه حالش.</p><p>ولی امروز گفتم بذار بنویسم.</p><p>نشستم دارم سری مارول رو میبینم. مرد عنکبوتی رو هر ۴ قسمتش رو دیدم. بماند که قبلش اون سری قدیمی تراشو دیدم. عنکبوتی ۱ ، ۲ و ۳. بعد این مرد عنکبوتی شگفت انگیز ۱ و ۲ رو دیدم. از بچگی اولین سوپر هیرویی که شناختم اسپایدی بود که سوپر هیروی مورد علاقه ام هم همین ایشون بود. حالا نمیدونم دلیلش اینه که بچگی دیدمش یا نه. اگه بخوام نمره بدم از نظر خودم بهشون اول new days تام هالند. بعد مرد عنکبوتی شگفت انگیز ۱ و ۲ اندرو گارفیلد و بعد سه فیلم اول عنکبوتی تام هالند و بعدش اون عنکبوتی ۱ و ۲ و ۳ مگوآیر.</p><p>بلک ویدو هم دیدم و هوم اونم جالب بود. اگه اطلاعاتی که راجع به فرومون داد رو بشه این طوری ازش استفاده کرد، که نمیدونم در واقعیت بشه یا علمی تخیلیه چون سرچ نکردم، واقعا دنیا خر تو خر میشد.</p><p>بعد این اونجرز رو دانلود کردم ببینم. میخوام چیزایی که مربوط به تانوسه و این بلیپ بلیپی که توی مردعنکبوتی میگفتن رو ماجراش رو بفهمم. آها آره یه هفته است اونجرزشو دان کردم. میدونم شروعش کنم تا تهش میرم برای همین شروعش نمیکنم فعلا تا اشکالات پروپوزالم رو بنویسم. اشکالات؟ بلهههه. بالاخره نسخه ی اولیه رو نوشتم و فرستادم استاد و اونم بله مرحمت فرمودند و کلی اشکال برام فرستادن.</p><p>دیروز هم متن مصاحبه رو براش فرستادم و مطمئنم بازم مرحمت میفرمایند. خیلی رو مخه. نه به خاطر اشکال گرفتنش بلکه به خاطر این وایب اهمیت نمیدهم به کارتی که داره. گول ظاهر خوش برخورد اولیه و حس همه چی دونی که استادا میدنو نخورین. اول تحقیق کنین درباره پیشینه‌اش و رفتاری که با دانشجوهاش داشته. دانشجوها خرحمال هیچ استادی نیستن!</p><p>برای صنعتی که میخوام پژوهشو داخلش انجام بدم هم امروز به اون بخش مخصوصش بالای ۵ بار زنگ زدم در بازه های زمانی متفاوت. هر بار برداشت و تقی گوشی رو گذاشت. د آخه.. من نمیفهمم چطور بعضیا این طورین. نمیگن ممکنه کار فوری باشه یا هر چی. من یکی به گوشیم زنگ بزنه حتمااا بعدش پیگیر میشم که کی بودی و چی میخواستی. چطور بعضیا این قدر سیب زمینی و مزخرفن؟ آااااا</p><p>و آره این بود این ماه من. پای لپ تاپ نشستن و زل زدن به صفحه اش و نوشتن! من دلم بیرون رفتن میخواد نه این طوری توی خونه موندن.</p><p>بله پاییز هم رسید. تبریک به اونایی که سینگل نیستن. منم ترجیح میدم چایمو با ترکیب تازه ای که پیدا کردم بنوشم. ببینین خرما رو بذارین لای نون و روش زیره بریزین. و واو از مزه اش نگم که چه خوشمزه است.</p><p>آها یه چیزیییی، طبیعیه وقتی که داشتم سری اسپایدرمنو میدیدم تو مقاله‌ای درسی و علمی و کاملا بی ربط کلمه‌ی اسپایدرمن بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟ قانون جذب دیگه داره برای من واقعا خطرناک میشه. خیلی چیزای این چنینی اخیرا میبینم. شاید هم به خاطر دسترسی اینترنت به گوشی و زندگی روزمره است ولی آخه احتمال این دیگه خیلیییی کم بود. خیلییییی.</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://wonderel.blogix.ir/post/32/comment</comments>
		<dc:creator>شرلوک هلمز</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>Me</category>
	</item>
	<item>
		<title>هوف!</title>
		<link>https://wonderel.blogix.ir/post/31</link>
		<guid isPermaLink="true">https://wonderel.blogix.ir/post/31</guid>
		<pubDate>Sun, 13 Sep 2026 00:58:31 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[کار نوشتن پروپوزالم آخراشه. هوف باورم نمیشه بالاخره داره تکمیل میشه... امیدوارم فعلا جنگی که باعث قطع اینترنت میشه ایجاد نشه تا من اینو کامل تکمیل کنم و بفرستم استاد... :")
این قدر تو خونه موندم که احساس افسردگی میکنم!! :))) هعب
برای همین اندر احوالات این روزها و تنها اتفاقات هیجان انگیزش فقط میتونم...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>کار نوشتن پروپوزالم آخراشه. هوف باورم نمیشه بالاخره داره تکمیل میشه... امیدوارم فعلا جنگی که باعث قطع اینترنت میشه ایجاد نشه تا من اینو کامل تکمیل کنم و بفرستم استاد... :")</p><p>این قدر تو خونه موندم که احساس افسردگی میکنم!! :))) هعب</p><p>برای همین اندر احوالات این روزها و تنها اتفاقات هیجان انگیزش فقط میتونم بگم یه گربه نزدیک بود از روی دیوار کنار شیر آب حیاط بیفته روی سرم ولی دقیقا کنارم افتاد و در رفت. قلب منو که ترکوند به خاطر ناگهانی بودن اتفاق ولی امیدوارم دست و پای خودش سالم باشه. 😂</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://wonderel.blogix.ir/post/31/comment</comments>
		<dc:creator>شرلوک هلمز</dc:creator>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		<category>Me</category>
	</item>
	<item>
		<title>هوم یا همون sigh خارجیا! :)))</title>
		<link>https://wonderel.blogix.ir/post/30</link>
		<guid isPermaLink="true">https://wonderel.blogix.ir/post/30</guid>
		<pubDate>Wed, 02 Sep 2026 15:53:50 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[یه ترکیب جدید که جدیدا کشف کردم اینه که پودر کاکائو به علاوه یه کم شکر میریزم تو لیوان و بعد دو قطره آب جوش میریزم روش و voilla (املاش درسته؟ 🤣 واو ایموجی اضافه شده به قابلیت های بی شمار(!) این جا!! عالیه.) و خام خام میخورم. مثل شکلات تلخه مزش و میتونی با میزان شکر تلخیشو با توجه به طبعتون بالانس کن...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>یه ترکیب جدید که جدیدا کشف کردم اینه که پودر کاکائو به علاوه یه کم شکر میریزم تو لیوان و بعد دو قطره آب جوش میریزم روش و voilla (املاش درسته؟ 🤣 واو ایموجی اضافه شده به قابلیت های بی شمار(!) این جا!! عالیه.) و خام خام میخورم. مثل شکلات تلخه مزش و میتونی با میزان شکر تلخیشو با توجه به طبعتون بالانس کنین. نمیدونم سالمه یا نه چون یه طورایی انگار کاکائو خام میخوری ولی خب خوش میشه کلی شکلات تلخ گرون! خیلی به صرفه است. (کف گیرم ته دیگ خورده. آره!! 🤣 وسایل مراقبت پوستیمم تهشونه و آره 3 ماهی هست که تهشونه! 🤣)</p><p>آها اگه پودر نارگیل و وانیل هم داشتین اضافه کنین دیگه واقعا مزه شکلات خریدنیا رو میده. من گاهی که داریم اضافه میکنم و باید بگم که اوف. با مزه اش میرم رو ابرا.</p><p>امروز صبح که پا شدم مچ دست راستم به حدی درد میکرد که تا با باند کشی که داشتم نبستمش آروم نگرفت. نمیدونم دیشب روی مچ دستم بد خوابیدم یا به خاطر ورزش دیروزه یا به خاطر کار با موس.</p><p>امروز چنل تلگراممو چک کردم. از چن ماه پیش که چنلو زدم همون 2 ساب که یکیش خودمم رو داره. برای اون یه نفر هم چند خط توش نوشتم که یا خیلی به همه چیز وفاداری و یا ته آرشیوت داشته میپوسیده و یادت نبوده که آن ساب نکردی. 🤣</p><p>گاهی به تعویق انداختن آدمو نجات میده.. مثلا قول د اده بودم برای یکی متناسب با شخصیتش یه داستان کوتاه بنویسم ولی سر قضایای احمقانه ای الان دیگه حرف نمیزنیم اصلا. خخخ</p><p>خوشحالم داستانو شروع نکردم وگرنه با یه داستان نصفه نیمه چیکار میکردم؟ از داستانایی که تموم نشدن خوشم نمیاد.</p><p>یه سریال دیگه با حال و هوای خوب پیدا کردم. اسمشو نمیگم! 😉سریال خودمه اصن! به کسی معرفیش نمیکنم! 🤣</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://wonderel.blogix.ir/post/30/comment</comments>
		<dc:creator>شرلوک هلمز</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>Me</category>
	</item>
	<item>
		<title>X¹¹¹¹¹</title>
		<link>https://wonderel.blogix.ir/post/29</link>
		<guid isPermaLink="true">https://wonderel.blogix.ir/post/29</guid>
		<pubDate>Sun, 23 Aug 2026 01:04:30 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[از گفتن "این نیز بگذرد" واقعا خسته شدم...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>از گفتن "این نیز بگذرد" واقعا خسته شدم...</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://wonderel.blogix.ir/post/29/comment</comments>
		<dc:creator>شرلوک هلمز</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>Me</category>
	</item>
	<item>
		<title>دونگ ماناااااااا!</title>
		<link>https://wonderel.blogix.ir/post/28</link>
		<guid isPermaLink="true">https://wonderel.blogix.ir/post/28</guid>
		<pubDate>Thu, 20 Aug 2026 21:16:14 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[بالاخره وقت کردم و سریال 12 اپیزودی "We are all trying here." رو دیدم. به قدری زیبا بود و با شخصیت هوانگ دونگ مان همزاد پنداری کردم که قبل از دقیقه ی 30 همون اپیزود اول بغضمو ترکوند. حس میکنم اگه بالای 25 سال سن داشته باشی بیشتر سریالش و خط داستانی رو درک میکنی. :)
اون جا که دونگ مان اسمشو بلند داد...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>بالاخره وقت کردم و سریال 12 اپیزودی "We are all trying here." رو دیدم. به قدری زیبا بود و با شخصیت هوانگ دونگ مان همزاد پنداری کردم که قبل از دقیقه ی 30 همون اپیزود اول بغضمو ترکوند. حس میکنم اگه بالای 25 سال سن داشته باشی بیشتر سریالش و خط داستانی رو درک میکنی. :)</p><p>اون جا که دونگ مان اسمشو بلند داد میزد، خیلی برای من تاثیر گذار بود... یا دیالوگ جین مان درباره ی human being.</p><p>تموم سریال با خودم میگفتم، منم همین طور دونگ مانا. منم همین طور..</p><p>آه این دو ماه اخیر خیلی برام سخت گذشته.. خیلی... و این comfort سریال یه کمی به زندگیم رنگ و بو داد. دلم میخواد سریالای بیشتری مثل اینو پیدا کنم. شاید "Can this love be translated?" رو هم ببینم. البته مطمئن نیستم مثل هم باشن.</p><p>یه سری آدما هستن  که، اه ولش کن. حوصله ندارم گله کنم. اینم میگذره. مثل همه شون. :))</p><p>خیلی بده ولی تموم هیجانات و اتفاقات خاص زندگیم شده فضای مجازی و سریال... دلم میخواد یه باد آزاد بودم... مثل سوفی...</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://wonderel.blogix.ir/post/28/comment</comments>
		<dc:creator>شرلوک هلمز</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>Me</category>
	</item>
	<item>
		<title>مثلا عنوان!👀☕️</title>
		<link>https://wonderel.blogix.ir/post/27</link>
		<guid isPermaLink="true">https://wonderel.blogix.ir/post/27</guid>
		<pubDate>Wed, 03 Jun 2026 22:09:33 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[تنها کار مفید امروز یادگیری اندکی بوکس از ویدئو یه ساعته‌ای که بعد کلی بدبختی تونسته بودم وارد یوتیوب بشم و دانلود کنم برای بعدها که اگه باز قطع شد (دلم سوخت برای خودم این قسمت😂) داشته باشمش، بود. دوست ندارم دانلود کنم چون میدونم یوتیوبر برای هر ویدئوش چه قدر زحمت میکشه ولی چاره چیه. حتی به صورت قان...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;">تنها کار مفید امروز یادگیری اندکی بوکس از ویدئو یه ساعته‌ای که بعد کلی بدبختی تونسته بودم وارد یوتیوب بشم و دانلود کنم برای بعدها که اگه باز قطع شد (دلم سوخت برای خودم این قسمت😂) داشته باشمش، بود. دوست ندارم دانلود کنم چون میدونم یوتیوبر برای هر ویدئوش چه قدر زحمت میکشه ولی چاره چیه. حتی به صورت قانونی نمیشه از یوتیوب دانلود بشه و نیاز به یه سایت youtube downloader عه. دوست داشتم میتونستم اشتراک یوتیوب بخرم و بتونم قانونی ویدئوها رو دانلود کنم و داشته باشمشون توی آرشیوم. آقا این اپا حساب بانکی ایرانی قبول نمیکنن لامصبا. منم حساب خارجی ندارم... اوف..</p><p style="text-align:justify;">تو اولین قطعی نت که تابستون پارسال بود کلی زخم خوردم از نداشتن ویدئوهای ورزشیم. برای همین بعد از وصلش هر ویدئویی که ذخیره میکردم تو فهرست پخش یوتیوبم اول دانلودش میکردم. ولی فقط برای روزای مبادا که این مدت واقعا به دردم خوردن چون تیجه اش شد یه آرشیو تقریبا کامل. ولی تا وقتی نت وصل بود همیشه از همون یوتیوب تماشاشون میکردم و ازشون استفاده میکردم که ویدئوها ویو بگیرن.</p><p style="text-align:justify;">آره دیگه من این طوریم. چیزخل هم خودتونید! ولی من انصاف رو در حقشون رعایت کردم و اون آرشیو دانلود هم از سر ناچاری دارم.</p><p style="text-align:justify;">ویدئو پایتونم هم دانلود کردم. ۱۲ ساعت بود. باید یه دونه پیشرفته هم دانلود کنم. البته بازم میگم که وقتی نت قوی بشه (اگه بشه) از همون جا میبینمشون و استفاده شون میکنم.</p><p style="text-align:justify;"><span style="color:hsl(240,75%,60%);"><u>لطفا... نتو... کامل... وصل...کنید. هشتگ!</u></span></p><p style="text-align:justify;">چندتا ویدئوی آموزشی بوکس دیگه هم باید دانلود کنم. ابن یکی ویدئوعه خیلی زیادی تند بود آموزشاش و نحوه پوزیشن های دست و پا رو کامل توضیح نمیداد. یه سری ورزش دیگه هم باید دانلود کنم. امیدوارم امشب بتونم به یوتیوب وصل بشم..</p><p style="text-align:justify;">آه دلم مربی بوکس میخواد ولی فعلا نه حوصله، نه وقت، نه شرایط و نه پولشو (!😂) دارم. باید مثل همیشه خودم همه چیزو یاد بگیرم. کلا راحت الحلقوم به من نیومده که کاش بیاد. حالا نه این که مربی داشتن راحت الحلقومه ها، نه. ولی خود آموزی بارشو دو برابر میکنه.</p><p style="text-align:justify;">ویولن شکسته‌ام رو هم که... بماند باید بعدا بخرم و بازم دوباره خودآموز رو اینم کار کنم.</p><p style="text-align:justify;">یعنی تا چند سال دیگه؟</p><p style="text-align:justify;">نمیدونم!</p><p style="text-align:justify;">وبلاگای دوستان هم یه ماهی میشه نخوندم. متاسفم و معذرت میخوام. گذاشتم سر فرصت و با دقت بخونمشون.</p><p style="text-align:justify;">باز دارم میرم تو لاک تنبلی و گوشه گیری...</p><p style="text-align:justify;">اگه تنبلی رو میذاشتم کنار الان به چه دستاوردهایی رسیده بودم... شاید!</p><p style="text-align:justify;">+ رزیدنت اویل ۹ ناامیدم کرد. البته داستانش و نه بازیش. بازیشو خودم انجام ندادم. نکنه هیچ وقت بازیش نکنم؟</p><p style="text-align:justify;">++ آاااااااا...</p><p style="text-align:justify;">+++ این روزها زیادی عصبانیم... دلم نمیخواد عصبانی باشم.. کاش آرامش داشتم. یوگا تاثیر داره.. برای flexibity انجامش میدم ولی خوب اون حین تمرین استرس رو کمتر میکنه.. و اون روز آروم‌ترم. واقعا یوتیوب چه نعمتیه...</p><p style="text-align:justify;">++++ از طاقچه یه تخفیف ۹۰ درصد اشتراک سالانه بی نهایت گرفتم و خریدم. واو واو بسی سود کردم.😎 و خوشحالم. ولی کتاب تا یه سال دارم مجانی تا بخونم. اگه تنبلی رو بذارم کنار البته. سه و چهار روزی میشه کتاب نخوندم... میترسم اشتراکشو الکی خریده باشم... هعب...</p><p style="text-align:justify;">++++++ تو فکرم بلاگیکسو ترک کنم. و آرشیو وبلتگ شرلوکی هم به یه جای دائمی انتقال بدم و کلا اون وبلاگو ببندم. ولی هنوز نمیدونم کجا و چطور و چرا و چگونه و چیست و .. و و و و و! کلی وَ دیگه.</p><p style="text-align:justify;">+++++++ هیچ وقت کشک و بادمجون دوست نداشتم. من بادمجون و رُب گوجه دوست دارم خو. از مزه کشک زیاد خوشم نمیاد. مخصوصا تو بادمجون. فقط به زور کتار بادمجون و خالی میتورمش تا مواد مغزیش جذب بدنم بشه.. ولی زیادمزه‌شو نمیدوستم. مخصوصا از این کشک لیوانی خریدنیا. آاااااا... برگام... بالاخره یه خوراکی پیدا کردم که زیاد دوست نداشته باشم!</p><p style="text-align:justify;"> </p><p style="text-align:justify;">آاا یه راستی دیگه.. من آموزش ریاضی میدم اونم مبحث به مبحث. مثلا مبحث انتگرال. آموزش پایتون هم هست. اگه بخواین.😉</p><p style="text-align:justify;">هندونه میقولین؟🍉</p><p style="text-align:justify;"> </p><p style="text-align:justify;">هنوزم روزانه نویسی و نوشتن راجع به خودم اذیت کننده است برام. خو الان که چی. الان چیشد. الان با نوشتن اینا که مثلا چی!😐 والا!</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://wonderel.blogix.ir/post/27/comment</comments>
		<dc:creator>شرلوک هلمز</dc:creator>
		<slash:comments>16</slash:comments>
		<category>Me</category>
	</item>
	<item>
		<title>دوباره یک پست مربوط به اینترنت... سومین پست!!</title>
		<link>https://wonderel.blogix.ir/post/26</link>
		<guid isPermaLink="true">https://wonderel.blogix.ir/post/26</guid>
		<pubDate>Sun, 31 May 2026 15:21:28 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[یه صحبت دارم با اون آقایان و خانوم‌هایی که ساز و دهل گرفتن دستشون و میگن بله اینترنت حق مردم بوده و باید باز میشده و و و و و و و و و...
از اون جایی که تنها جایی که میتونم حرفمو بزنم وبلاگ خودمه پس:
1. بعضی آپدیت‌های لپ تاپم روی 99 درصد موندن و جلو نمیرن!
2. وضعیت اینترنت برای من نوعی تقریبا مثل اینت...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;">یه صحبت دارم با اون آقایان و خانوم‌هایی که ساز و دهل گرفتن دستشون و میگن بله اینترنت حق مردم بوده و باید باز میشده و و و و و و و و و...</p><p style="text-align:justify;">از اون جایی که تنها جایی که میتونم حرفمو بزنم وبلاگ خودمه پس:</p><p style="text-align:justify;">1. بعضی آپدیت‌های لپ تاپم روی 99 درصد موندن و جلو نمیرن!</p><p style="text-align:justify;">2. وضعیت اینترنت برای من نوعی تقریبا مثل اینترنت شرایط جنگ هست.</p><p style="text-align:justify;">3. اوایل فقط یک بار و یه لحظه کوتاه تونستم به یوتیوب، تیک تاک و از این قبیل موارد وصل بشم ولی دیگه هرگززززز نتونستم تا چند روز(!) رنگشونو ببینم. هرگززززززززز!</p><p style="text-align:justify;">4. کاملا مشخصه که وضعیت اینترنت روز به روز بهتر نمیشه که هیچ، بدتر هم میشه.</p><p style="text-align:justify;">5. چه گناهی کردیم که مردم همه‌جا (به جز کره‌ی شمالی و یکی دوتا کشور که از دنیا عقب موندن!) میتونن با علم روز تکنولوژی پیشرفت کنن و ما هنوز اندر خم یک کوچه‌ایم!!</p><p style="text-align:justify;">6. اینی که وصل کردید همون فیلترنت قبل که میگفتید نیست. کاملا مشخصه که اختلالاتش عمدین. مردم میفهمن. مردم علمشو دارن حتی دست و پا شکسته.</p><p style="text-align:justify;">7. فایده آپدیت اپی که نشه داخلش لاگ این کرد چیه؟؟؟ هان؟</p><p style="text-align:justify;">8. این قضیه مشکوکه. اگه قراره بذارین وی پی انا کار کنن (که معلوم نمیکنن و احتمالا هم زیر سر همین روش جدیدیه که چین تو پاچه مردم ایران کرده) و همه چیز اینترنت برگرده به وضعیت قبلی خب اصلا فیلتر نکنین! و این که چرا وی پی انای رایگان کار نمیکنن و پولی بله! هوم؟ عجیب نیست؟</p><p style="text-align:justify;"> </p><p style="text-align:justify;">در یک کلام و خلاصه... اینترنت برای من حداقل وصل نشده.. سایر کسایی که میشناسم هم همین طور!</p><p style="text-align:justify;"> </p><p style="text-align:justify;"><span style="background-color:hsl(0,75%,60%);">پس لطفا حداقل با مردم رُک باشین. این مردم بچه نیستن. هر کدوم مثل هرکدوم از شماها از طریق دانشگاه زندگی یا دانشگاه تحصیلی، تجربه دارن و مغزی دقیقا به بزرگی و منطقی مغز شما دارن. پس لطفا مثل بچه‌ها سعی نکنید گولشون بزنین.</span></p><p style="text-align:justify;">اینا صرفا تفکرات و فشارهای روانی جزئی بود که باید بروزشون میدادم از زمانی که گفته شد فیلترنت در حال برگشت به شرایط قبلی(!) عه!!! که باید ذکر میکردم.. با تشکر و ممنون.</p><p style="text-align:justify;">پس نتیجه میگیریم تعداد روزهای قطعی اینترنت همچنان در حال افزایشه!</p><p style="text-align:justify;"> </p><p style="text-align:justify;">+ و در آخر، آقایان وخانم‌ها، تا وقتی با مافیاهای وی پی ان و سایر چیزای این چنینی برخورد جدی نشه، همین آشه و همین کاسه.</p><p style="text-align:justify;"><span style="color:hsl(0,75%,60%);"><i>اول هم از خودتون شروع کنین، چطوری؟ وی پی ان پولی نخرید. این  ساده‌ترین چیزیه که از کوچکترین قشر جامعه برمیاد. توی عمرم وی پی ان پولی نخریدم. مگر یک بار اونم اشانتیونی بود که موقع خرید لپ تاپ که توسط فروشنده بهم داده شد... اونم احتمالا برای بازارگرمی و خرید دوباره که همچین اتفاقی نیفتاد.</i></span></p>]]></content:encoded>
		<comments>https://wonderel.blogix.ir/post/26/comment</comments>
		<dc:creator>شرلوک هلمز</dc:creator>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		<category>اینترنت</category>
		<category>اینترنت بین الملل</category>
		<category>وی پی ان</category>
		<category>VPN</category>
	</item>
	<item>
		<title>خلاصه‌ای منطقی از این چند روز!</title>
		<link>https://wonderel.blogix.ir/post/25</link>
		<guid isPermaLink="true">https://wonderel.blogix.ir/post/25</guid>
		<pubDate>Thu, 28 May 2026 19:24:46 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[۱. برنامه‌های گوشی دیشب بالاخره گوگل پلی مرحمت فرماییدن و باز شدن تا آپدیت کنم. (اولش سرعتش اون قدر کم بود که دو ساعت گذشته بود و یکی از برنامه هام هنوز ۳۰ درصد بود آپدیتش... بعد کم کم تند تر شد!) گوشیم هم آپدیت کردم و سرعتش به نسبت بهتر بود.
۲. نت مخابراتمون قطعه. همیشهههه خدا قطعه و مجبور بودم تا...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;">۱. برنامه‌های گوشی دیشب بالاخره گوگل پلی مرحمت فرماییدن و باز شدن تا آپدیت کنم. (اولش سرعتش اون قدر کم بود که دو ساعت گذشته بود و یکی از برنامه هام هنوز ۳۰ درصد بود آپدیتش... بعد کم کم تند تر شد!) گوشیم هم آپدیت کردم و سرعتش به نسبت بهتر بود.</p><p style="text-align:justify;">۲. نت مخابراتمون قطعه. همیشهههه خدا قطعه و مجبور بودم تا صبر کنم نت دیتا بهتر بشه. فکر کنم نت بی‌الملل مخابرات نسبت به دیتا قوی تره، نه؟</p><p style="text-align:justify;">۳. چهار الی پنج ساعته دارم لپ تاپ آپدیت میکنم. کجای دنیا این قدر سرعت نت کنده؟ برای آپدیت چند مگ ۵ ساعت خیلیه. حالا هم رو ۹۹ درصد آپدیت یه پکش گیر کرده.(بیست دقیقه بعد: هنوز رو ۹۹ درصد مونده اون آپدیت لعنتی پک آخر!)</p><p style="text-align:justify;">۴. بالاخره تونستم بازی های عزیز PUBG و SKYCOTL رو آپدیت کنم. البته هنوز آپدیتای داخلی بازی PUBG مونده. جدیدا پابجی بازی کردن افسرده‌ام میکنه... نه به خاطر جنگ نه. منو یاد یه دوستی میندازه که هی میخواستم پابجی یادش بدم و هی مطمئن بودم اون یاد بگیر نیست. حوصله‌صو نداشت. البته این یکی از دلایلشه. نمیدونم از دو سال پیش ناخودآگاه حس غم میده...</p><p style="text-align:justify;">۵. خیلی اتفاقی در حین آپدیت بازی‌های گوشیم یه هو به بازی مشهور Subway برخوردم. نصبش کردمو و خب احتمالا تا چند روز برام جالب باشه.</p><p style="text-align:justify;">۶. رزیدنت اویل ۹ رو خب اون قدر سیستم قوی ندارم خودم بازی کنم. حتی کرکشو! اصن نمیدونم این نسخه اش کرکش و برای PC هنوز هست یا نه. ولی میدونم لپ تاپم کششو نداره و باز هم باید مثل همیشه به دیدن واکترو یا داستان بازی از یوتیوب بسنده کنم! البته که باز نمیشه یوتیوب. البته که نت وصل کردن ولی انکار نکردن. البته که.. هوف. (لامصب سریای آخری رزیدنت مخصوصا ویلیج و دی ال سی ویلیج عالی بودن!!!!! عالییییییییی.)</p><p style="text-align:justify;">۷. بالاخره تونستم برای کمتر از کسری از ثانیه به تیک تاک وصل بشم وکاملا مشخص بود که دوپامین دیتاکس شدم!! از بس این سه ماه سریالای طولانی دیدم و مطالعه کتابم بیشتر شده مغزم برای ویدئوهای کوتاه و بازه‌های هیجانی کوتاه و اطلاعات خیلیییی زیاد در دقیقه و اسکرول کردن مقاومت میکرد. بماند که خیلی آخر شب بود و خسته هم بودم. ولی خب تغییر ریتم مغزی مشخص بود. ولی چه قدر دلم تنگ شده بود.. :") اگه باز بتونم خیلی تصادفی وصل بشم احتمالا یه کم وقت بیشتر بذارم برای اسگرول. دلم تنگ شده خب.(آقا حالا که دوپامین دیتاکس شدیم سعی کنیم مراقب باشیم باز به اون روز نیفتیم. خخخ)</p><p style="text-align:justify;">۸. من تا حالا هر چی چنل دیلی تلگرام زدم تنها سابسکرایبرش خودم بودم برای همین مطمئن نیستم که بزنم یا نه..</p><p style="text-align:justify;">۹. دوستای توی بازی‌ها که میشناختم، با دوتاشون حرف زدم باز و... آره کلی ذوق کردم. حتی شده برای یه لحظه ذهنم از دنیا و همه چیز پر کشید و شاد بود. یکیشون میگفت اگه باز محو بشی خودم دست و پا تو میشکنم و بعد هم میکشمت! خخخ گفتم باشه ولی خب.. از اینترنت ما چیزی معلوم نیست.. این باشه ممکنه نباشه!</p><p style="text-align:justify;">۱۰. دو تا مقاله خوندم امروز. کمهههههه و برای پایان نامه‌ام شاید در حد ۰.۵ درصد کمک کرده باشن و بلکه کمتر...</p><p style="text-align:justify;">۱۱. گاهی دلم میخواد که... آاا کام آن، ولش کنین. کمتر ناله و زاری کنم.</p><p style="text-align:justify;">گزار پش منطقی و مثلا کوتاه این چند روز تمام.</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://wonderel.blogix.ir/post/25/comment</comments>
		<dc:creator>شرلوک هلمز</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>بدون عنوان!</title>
		<link>https://wonderel.blogix.ir/post/24</link>
		<guid isPermaLink="true">https://wonderel.blogix.ir/post/24</guid>
		<pubDate>Wed, 27 May 2026 12:00:07 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[از احمق‌ها متنفرم...
حالا دو حالت داره... یا اونا احمقن یا من! این که هنوز معیاری برای سنجیدن این که کدوممون احمقیم پیدا نکردم، آزاردهنده است...
 
+  حتی تحمل این نوع آدما سخت و آزاردهنده است! آااا دارم رد میدم از عصبانیت...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;">از احمق‌ها متنفرم...</p><p style="text-align:justify;">حالا دو حالت داره... یا اونا احمقن یا من! این که هنوز معیاری برای سنجیدن این که کدوممون احمقیم پیدا نکردم، آزاردهنده است...</p><p style="text-align:justify;"> </p><p style="text-align:justify;">+  حتی تحمل این نوع آدما سخت و آزاردهنده است! آااا دارم رد میدم از عصبانیت...</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://wonderel.blogix.ir/post/24/comment</comments>
		<dc:creator>شرلوک هلمز</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>Never</title>
		<link>https://wonderel.blogix.ir/post/23</link>
		<guid isPermaLink="true">https://wonderel.blogix.ir/post/23</guid>
		<pubDate>Mon, 25 May 2026 17:48:49 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[ 
بگذار.. این._.. آخرین___ راز..._ ناتمام. من_.__ باشد___ :).._
A line of poetry from S. Teasdale *
 
 
...A simple mystery / riddle? Maybe +
:) ...The last P.? Maybe ++]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<div class="raw-html-embed"><div style="text-align: center;">
<img src="https://dl.blogix.ir/20260525173906937059.webp" width="250px" height="auto">
</div></div><p> </p><figure class="media"><div data-oembed-url="https://uploadkon.ir/uploads/ec4025_2605-Stay.mp3"><audio src="https://uploadkon.ir/uploads/ec4025_2605-Stay.mp3" controls=""></audio></div></figure><p>بگذار.. این._.. آخرین___ راز..._ ناتمام. من_.__ باشد___ :).._</p><p style="text-align:left;">A line of poetry from S. Teasdale *</p><p style="text-align:left;"> </p><p style="text-align:left;"> </p><p style="text-align:left;">...A simple mystery / riddle? Maybe +</p><p style="text-align:left;">:) ...The last P.? Maybe ++</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://wonderel.blogix.ir/post/23/comment</comments>
		<dc:creator>شرلوک هلمز</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>Me</category>
	</item>
	<item>
		<title>New style unlocked!!</title>
		<link>https://wonderel.blogix.ir/post/22</link>
		<guid isPermaLink="true">https://wonderel.blogix.ir/post/22</guid>
		<pubDate>Sun, 24 May 2026 23:48:21 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[ 


 هودی با کت؟!🤨
هوم، استایل قابل تاملیه... تا زمستون بعد وقت دارم به این که این استایلو محقق کنم یا نه فکر کنم!
ولی کجا بپوشمش آخههههههههههه.
جایی ندارم..
از
این
بی جا(!)
بودن
خسته
شدم!!
😪]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<div class="raw-html-embed"><div style="text-align: center;">
<img src="https://dl.blogix.ir/20260524234259658381.webp" width="300px" height="auto">
</div></div><p> </p><div class="raw-html-embed"><div style="text-align: center;">
<img src="https://dl.blogix.ir/20260524234307045452.webp" width="300px" height="auto">
</div></div><p style="text-align:justify;"> هودی با کت؟!🤨</p><p style="text-align:justify;">هوم، استایل قابل تاملیه... تا زمستون بعد وقت دارم به این که این استایلو محقق کنم یا نه فکر کنم!</p><p style="text-align:justify;">ولی کجا بپوشمش آخههههههههههه.</p><p style="text-align:justify;">جایی ندارم..</p><p style="text-align:justify;">از</p><p style="text-align:justify;">این</p><p style="text-align:justify;">بی جا(!)</p><p style="text-align:justify;">بودن</p><p style="text-align:justify;">خسته</p><p style="text-align:justify;">شدم!!</p><p style="text-align:justify;">😪</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://wonderel.blogix.ir/post/22/comment</comments>
		<dc:creator>شرلوک هلمز</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>Me</category>
	</item>
	<item>
		<title>I’d let the world burn, Let the world burn for you!!!</title>
		<link>https://wonderel.blogix.ir/post/21</link>
		<guid isPermaLink="true">https://wonderel.blogix.ir/post/21</guid>
		<pubDate>Sat, 23 May 2026 21:41:03 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[آهنگ خیلی ترند چینی (My Love) در پس زمینه-
تایپ کردن-
امروز روز تقریبا پر باری بود. رفتم دانشگاه شهر خودمون (اگه نمیدونید قبلا تو پستای دیگه نوشته بودم که دانشگاهای هر شهر یه نت بین‌الملل دست و پا شکسته به دانشجویای دانشگاه‌های دیگه هم میدن.) و چند تا مقاله دانلود کردم. از ۹ تا ۱۲:۳۰ چندتا مقاله دان...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<div class="raw-html-embed"><div style="text-align: center;">
<img src="https://dl.blogix.ir/20260523213738422702.webp" width="250px" height="auto">
</div></div><p style="text-align:justify;">آهنگ خیلی ترند چینی (My Love) در پس زمینه-</p><p style="text-align:justify;">تایپ کردن-</p><p style="text-align:justify;">امروز روز تقریبا پر باری بود. رفتم دانشگاه شهر خودمون (اگه نمیدونید قبلا تو پستای دیگه نوشته بودم که دانشگاهای هر شهر یه نت بین‌الملل دست و پا شکسته به دانشجویای دانشگاه‌های دیگه هم میدن.) و چند تا مقاله دانلود کردم. از ۹ تا ۱۲:۳۰ چندتا مقاله دانلود کردم و ژورنالاشونو چک کردم که Q1 باشن. Q1 بودن ژورنالا برای من خیلی مهمه.</p><p style="text-align:justify;">بعدم که اومدم خونه، دیدم مامان خانوم باز کُلی کیلو سبزی خریده چون کُلییی کیلو سبزی که چهارشنبه خریده بود به نظرش برای لعاب خورشت کافی نبودن. هیچ چی دیگه تا نزدیکای غروب این کُلی کیلو سبزی (شامل شوید و تَره و اسفناج) رو کمک کردم و پاک کردیم. من به همون سبزی کم لعابه راضییی بودم. تازه باز میگفت اسفناج کم خریده کاش بیشتر خریده بود! میترسم باز بره بگیره.😂😭</p><p style="text-align:justify;">این کُلی کیلو وقتمو گرفت!! به نظر من پاک کردن تَره از پاک کردن هر سبزی دیگه‌ای سخت‌تره!</p><p style="text-align:justify;">صبح یه هو دیدم ای دل غافل! نونمون دیروز تموم شده و یادمون رفته بخریم. گفتم تا آماده میشم برم، یه کم برنج توی یه کاسه کوچیک کته درست کنم. مامانم میگفت وقت نمیشه ولی من میگفتم میشه میشه. ۲۰ دقیقه زمان میبره. آخرای پختش هم یه تخم مرغ شکستم روی برنجا تا آبپز بشه باهاشون. اصلاااا هااااا خوشمزه‌ترین صبحانه همینه. به نظرم نسبت به سایر صبحانه‌های معمول این خوشمزه‌تره! بلههه، ذائقه من اینه.😭😂 زود هم آماده شد. کمتر از ۲۰ دقیقه فکر کنم. تا آماده شدم و لباسامو پوشیدم، پخته بود و خوردمش و رفتم.</p><p style="text-align:justify;">کتابی که میخونم به جاهای جالبش رسیده. :)</p><p style="text-align:justify;">هفته پیش مینی سریال "هنر سارا (سارا کیم)" و "Once Upon Boyhood" رو دیدم و از لحظه لحظه هر دو تا لذت بردم. از دو ژانر مورد علاقه ام بودن.. و ذکاوت این سارا واقعا دست مریزاد داشت! میگن بر اساس یه داستان واقعیه.</p><p style="text-align:justify;">دیشب به خاطر پست یکی از وبلاگایی که این جا دنبال میکنم یاد آثار تیم برتون افتادم. لامصب عاشق کاراش بودم و دیدم عه وا من "Sleepy Hallow" رو ندیدم. نشستم دیدمش. منتظر بودم منطقی تموم بشه چون اولش منطقی بود ولی یه هو زد تو جاده خاکیه ماوراء... البته طبیعیه آثار تیم برتونِ عزیزن دیگه.. ولی خب بدجور سیلی غیرمنطقی‌ای به روندی که مغزم تا ته داستانو برای خودش نوشته بود زد!😂😂</p><p style="text-align:justify;">قبلنا سینمایی زیاد میدیدم ولی الان بیشتر سریال دوست میدارم. نمیدونم چرا حس میکنم سینمایی‌ها جدیدا آبکی و سریع و به طرز غیرقابل تحملی محتوای داستانیو فشرده میکنن. بماند که قابل حدسن! حالا قبلنا میگفتم حوصله‌ی سریال ندارم. الان ترجیحم سریاله! شخصیت آدما واقعا تغییر میکنه. :|~ حتی تو این چیزا!</p><p style="text-align:justify;">Let the world burn پلی شد-</p><p style="text-align:justify;">ادیت زدن زندگی خودم باهاش تو ذهنم. هعی..</p><p style="text-align:justify;">همین بود امروز.</p><p style="text-align:justify;">فردا مقالات رو ترجمه میکنم تا پس فردا باز برم دانشگاه. امشب دیگه نمیتونممم... میخوام یه چیزی بخورم و سریال جدید ببینم.</p><p style="text-align:justify;"> </p><p style="text-align:justify;">پ.ن: خواستم یه کتاب بخرم. یکیش ۳۰۰ هزارو خورده و یکیش هم ۵۰۰ هزار.. موندم تو دو راهی کدومو بخرم... هی میگم ارزون بهتره... بعد میگم نکنه سانسور شده باشه... آاااا بلاتکلیفی... یه راه سوم هم اضافه شد. چطوره نخرم و پولمو ذخیره کنم؟ به هر حال کتاب نخونده زیاد دارم... آااااااااااااااااااااااااااااااااا...</p><p style="text-align:justify;">++ بازی اندروید The Baby in Yellow واقعا خفنه! میتونه با بازیای PC و سایر رقابت کنه!✨️ تو این بی‌نتی از نداشتن بازی آنلاین به این بازی رو بردم. واقعا هم خفن بود!✨️</p><div class="raw-html-embed"><div style="text-align: center;">
<img src="https://dl.blogix.ir/20260523213718456798.webp" width="300px" height="auto">
</div></div>]]></content:encoded>
		<comments>https://wonderel.blogix.ir/post/21/comment</comments>
		<dc:creator>شرلوک هلمز</dc:creator>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		<category>Me</category>
		<category>Movie</category>
	</item>
	<item>
		<title>بَس!</title>
		<link>https://wonderel.blogix.ir/post/19</link>
		<guid isPermaLink="true">https://wonderel.blogix.ir/post/19</guid>
		<pubDate>Tue, 19 May 2026 21:59:30 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[هوای دلم بس ناجوانمردانه ابریه... میخوام باز خودمو تو کار غرق کنم.. یه آگهی دیدم که کارشناس مخصوص رشته‌مو میخواست.. الان من نظریای ارشدو گذروندم و پایان‌نامه هنوز ننوشتم میتونم بگم ارشد دارم یا نه حتما باید مدرکمو بگیرم؟... نمیدونم! به هر حال پیام دادم بهشون تا ببینم چی میگن.. کاش عصرکار باشه.. یه خ...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;">هوای دلم بس ناجوانمردانه ابریه... میخوام باز خودمو تو کار غرق کنم.. یه آگهی دیدم که کارشناس مخصوص رشته‌مو میخواست.. الان من نظریای ارشدو گذروندم و پایان‌نامه هنوز ننوشتم میتونم بگم ارشد دارم یا نه حتما باید مدرکمو بگیرم؟... نمیدونم! به هر حال پیام دادم بهشون تا ببینم چی میگن.. کاش عصرکار باشه.. یه خبر دیدم که دانشگاه هر شهر به دانشجوهای شهرهای دیگه هم اینترنت بین الملل میده(البته فقط توی خود دانشگاه).. میخوام صبحا برای دانلود مقاله و این طور کارا برم دانشگاه شهر خودمون... ببینم چی میشه.. من که چشمم آب نمیخوره به همین راحتیا باشه... فردا میرم ببینم چطوریه..</p><p style="text-align:justify;">لامصب دیشب یه خبر دیدم که به گیمرای حرفه‌ای هم نت بین‌الملل تعلق میگیره!!(مگه به خاطر امنیت نیست که نت رو از رو آدما بستن و یه دانشجوی بدبخت باید پاشه بره دانشگاه حتما تا بتونه سایتای علمیو ببینه!!!) اصن دلم میخواد داد بزنم از این حجم از... آااااا... البته یکی زیر همین خبر توکامنتا نوشته بود گیمرای حرفه‌ای نه نمیدن و به بازی سازان تعلق میگیره. حالا نمیدونم به گیمرای حرفه‌ای میدن یا به بازی‌سازا... اینم گفتم یه هو خبر اشتباه نداده باشم.. خواستین بدونین کدومشه خودتون سرچ کنین.. انقدر خستم که دیگه خودم نمیتونم ته توشو در بیارم بعد هی حرص بخورم!😂😑</p><p style="text-align:justify;">خلاصه که آره... دوباره میخوام به دنیای پاره شدن بسیار از کار اضافی سلام کنم... تو این اوضاع روحی شدنیه؟ نمیدونم! احتمالا روحمم از همه چیز دور کنه کار زیاد...</p><p style="text-align:justify;"> </p><p style="text-align:justify;">+ توی بیان وب اصلیم همیشه از گوگل بازدید داشت و دو سه تا علاقه‌مند پیدا میشد که کلی ذوق میکردم... الان لامصب وب اصلیم این جا از جهان که چه عرض کنم از همه جا دستش بسته است... فکر نکنم برچسب‌ها هم فایده داشته باشن... هعی‌..</p><p style="text-align:justify;">++ همه جا همه چی  ساکته... دلم تنگه تلگرام و تیک‌تاک و یوتیوبه...</p><p style="text-align:justify;">+++ داد زدن توی بالشت جواب میده نه؟؟</p><p style="text-align:justify;">++++ به قول یکی هعب (همون هعی)... لعنتی.. دلم تنگ شد...</p><p style="text-align:justify;">+++++ آهنگ تموم میشن روزای سیاه و سفید شروین حاجی پور... هعب...</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://wonderel.blogix.ir/post/19/comment</comments>
		<dc:creator>شرلوک هلمز</dc:creator>
		<slash:comments>6</slash:comments>
		<category>Me</category>
	</item>
	<item>
		<title>فاکینگ اعصاب خورد!!!</title>
		<link>https://wonderel.blogix.ir/post/18</link>
		<guid isPermaLink="true">https://wonderel.blogix.ir/post/18</guid>
		<pubDate>Sun, 17 May 2026 21:32:21 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[3 فاکینگ ماهه که یه دانشجوی ارشد مملکت اینترنت نداره که پایان نامه شو شروع کنه!!! تازه به طور خوشبینانه ۳ فاکینگ ماهههه!! این خودش یه عمره می فهمید؟ یک چهارم ساله!! (بماند که ۶ ماهه که اینترنت بگیر نگیر داره. اون حدود دو ماه جنگ ۱۲ روزه هم حساب کنیم میشه ۸ ماهه اینترنت نداریم!! ۸ مااااااااهههههههه!!...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;">3 فاکینگ ماهه که یه دانشجوی ارشد مملکت اینترنت نداره که پایان نامه شو شروع کنه!!! تازه به طور خوشبینانه ۳ فاکینگ ماهههه!! این خودش یه عمره می فهمید؟ یک چهارم ساله!! (بماند که ۶ ماهه که اینترنت بگیر نگیر داره. اون حدود دو ماه جنگ ۱۲ روزه هم حساب کنیم میشه ۸ ماهه اینترنت نداریم!! ۸ مااااااااهههههههه!!!!) من دانشگاهم ۲۰۰۰ کیلومتر از خودم دورترههههه و نمیتونم برگردم دانشگاه به خاطر دانلود چندتا مقاله!!</p><p style="text-align:justify;">بعد میاین میشینین میگین که به نظرتون وضعیت اینترنت نباید برگرده به حالت قبلی؟ ببخشید چرا شما باید تصمیم بگیری؟ بله البته که میگیری وقتی خودت کاملا به همه چیز دسترسی داری!!! در صورتی که نیازی هم نداری به نت بین الملل و همون نت داخلی برای شمایی که کارت رد و بدل کردن چندتا پیامه کافیه!!!</p><p style="text-align:justify;">به جای این فکرها و راه حل های عقب مونده بشینید فکرای اساسی و درست بکنید!!!</p><p style="text-align:justify;">بماند که روز ارتباطات رو داخل توییتر تبریک میگید در حالی که ۹۸ درصد جامعه به اینترنت دسترسی ندارن!!! خدایا کجا باید اینو تعریف کرد و خندید!!</p><p style="text-align:justify;">بگید میخواید بکنینمون کره شمالی دوم دیگه. راحت باشید. ما اعصاب نداریم که با امیدهای واهی شما هی امیدوار بشیم و هی امیدمونو نابود کنید. فقط قطعی بگید ما تکلیفمون روشن بشه. ۳ ماهه حرفا همش مثل همه و تازگی نداره.</p><p style="text-align:justify;">یوتیوبرها، اینفلوئنسرها، برنامه نویس‌ها و کلی قشر از مردم بدبخت هم که اصلا براتون مهم نیست! (هر فردی از جامعه حق دسترسی به اینترنت بین الملل داره. مگه این که نظرتون مثل نظر کیم جونگ ایل باشه!!!)</p><p style="text-align:justify;">به علاوه این موضوع که گوشی و لپ‌تاپم هی دارن هنگ میکنم. به روز رسانی میخواننن. وصل کنین اون نت کوفتی رو!</p><p style="text-align:justify;">والا من برنامه ریزی دقیق و جالبی تو هیچ موردی از شما نمیبینم پس واقعا چرا سه ماهه خودمو علاف کردم و امیدوارم نمیدونم!!!</p><p style="text-align:justify;">ترجیح میدم ترک تحصیل کنم تا اینترنت پروی کوفتی رو بخرم!!!!</p><p style="text-align:justify;">در نهایت مجبور به خریدش میشم؟!!!!!!!!! خدایا دلم میخواد برم روی یه کوه تا میتونم داد و جیغ بزنممممم.</p><p style="text-align:justify;">دیگه واقعا زیادی خویشتن داری کردم!</p><p style="text-align:justify;">این مسئله کار و زندگیم که اوکیه منطقیه.</p><p style="text-align:justify;">بریم سر این که آره سرگرمیای ما هم تو اینترنت بین الملله. به تلویزیون نگاه کردین؟ با بیش از ۲۰ شبکه هیچچچچچ چیزی نداره. دو سه تا برنامه جالب هم که داره برنامه های خارجی دوبله شده است!!!</p><p style="text-align:justify;">از بچگی میگفتم میرم سر کار یه دونه PS5 میخرم و کل بازیای مشهور بین المللی که نوجوونیم آرزوشونو داشتم رو انجام میدم. الان آاااااا، خدایا چی میتونم بگممممم. نوجوونیم که پرید، جوونیمم باید بپره؟؟؟!!!</p><p style="text-align:justify;">مشکل ما فقط پیام‌رسانی نیست که با روبیکا و ایتا حل بشه. میفهمیدددد؟!</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://wonderel.blogix.ir/post/18/comment</comments>
		<dc:creator>شرلوک هلمز</dc:creator>
		<slash:comments>14</slash:comments>
		<category>اینترنت</category>
		<category>اینترنت بین الملل</category>
	</item>
	<item>
		<title>کوتاه ولی ناب!</title>
		<link>https://wonderel.blogix.ir/post/17</link>
		<guid isPermaLink="true">https://wonderel.blogix.ir/post/17</guid>
		<pubDate>Sat, 16 May 2026 21:01:35 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[یکی از وقتایی که حس میکنم زنده‌َم زمانیه که تو اتاق نشستم یه هو یه باد خنک و ملایم (به نوعی همون نسیم که میگن) از پنجره‌های باز اتاق می‌وَزه، پرده‌ها رو تکون میده و به صورت آدم میخوره. صورت و کل بدن آدم خنک میشه و احساس خوبی میگیره..
این یکی از اون وقتاییه که به خودم میام و نفسی رو که ناخودآگاه انجا...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;">یکی از وقتایی که حس میکنم زنده‌َم زمانیه که تو اتاق نشستم یه هو یه باد خنک و ملایم (به نوعی همون نسیم که میگن) از پنجره‌های باز اتاق می‌وَزه، پرده‌ها رو تکون میده و به صورت آدم میخوره. صورت و کل بدن آدم خنک میشه و احساس خوبی میگیره..</p><p style="text-align:justify;">این یکی از اون وقتاییه که به خودم میام و نفسی رو که ناخودآگاه انجامش میدادم یا گاهی به ندرت حبس میکردم، خودآگاه انجام میدم و باعث میشه حسای بدی که ناشی از هر تروما یا هر چیز دیگه این، برای لحظه‌ی خیلی کوتاهی محو بشن...</p><p style="text-align:justify;">کاش این لحظه‌های کوتاه طولانی تر میشدن... هر چند کوتاهن ولی به طرز عجیبی طولانی‌تر هم هستن..</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://wonderel.blogix.ir/post/17/comment</comments>
		<dc:creator>شرلوک هلمز</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>Me</category>
	</item>
	<item>
		<title>MₐₜₕₑₘₐₜᵢCₛ</title>
		<link>https://wonderel.blogix.ir/post/16</link>
		<guid isPermaLink="true">https://wonderel.blogix.ir/post/16</guid>
		<pubDate>Tue, 12 May 2026 20:44:41 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[برای من ریاضیات یعنی عشق!➗️➕️➖️
جا داشت به سهم خودم روز ملی ریاضیات و سالروز تولد مریم میرزاخانی رو تبریک بگم.
و همچنان نیازمند اینترنت بین‌الملل... یوتیوب و اثبات‌ها و ویدئوهای ریاضی سیو شده ام در اون جا...
چه چیز ریاضی جالبه؟ این قطعیت و بدون ابهام بودن همیشگیش. این که برای همه چیز جواب داره. این...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<div class="raw-html-embed"><div style="text-align: center;">
<img src="https://dl.blogix.ir/20260512203952702279.webp" width="250px" height="auto">
</div></div><p style="text-align:justify;">برای من ریاضیات یعنی عشق!➗️➕️➖️</p><p style="text-align:justify;">جا داشت به سهم خودم روز ملی ریاضیات و سالروز تولد مریم میرزاخانی رو تبریک بگم.</p><p style="text-align:justify;">و همچنان نیازمند اینترنت بین‌الملل... یوتیوب و اثبات‌ها و ویدئوهای ریاضی سیو شده ام در اون جا...</p><p style="text-align:justify;">چه چیز ریاضی جالبه؟ این قطعیت و بدون ابهام بودن همیشگیش. این که برای همه چیز جواب داره. این که حتی غیر قطعیت و ابهامش هم قطعی و بدون ابهامه!!</p><p style="text-align:justify;">و در نهایت برای هر مسئله‌ای، همیشه، یه جواب داره!</p><p style="text-align:justify;">:)~</p><p style="text-align:justify;">+ به ذوق کردن‌های انسان‌ها اهمیت بدهید.. آهای ای انسان‌ها! خخخ</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://wonderel.blogix.ir/post/16/comment</comments>
		<dc:creator>شرلوک هلمز</dc:creator>
		<slash:comments>8</slash:comments>
		<category>Me</category>
	</item>
	<item>
		<title>_Deep1_</title>
		<link>https://wonderel.blogix.ir/post/15</link>
		<guid isPermaLink="true">https://wonderel.blogix.ir/post/15</guid>
		<pubDate>Sun, 10 May 2026 20:51:43 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[ 
"غذا که فرقی بین زن و مرد قائل نیست
کار سخت هم همین طور"
《تعقیب یشم》
 
#طلا_نوشت #طلا_دیالوگ
 
مکالمه درونی با جان درون:
J: تو فکری؟
- چرا تو سریالا خرمالوهاشونو تو زمستون از درخت نمیچینن؟ کم کم داره این حس بهم دست میده که نچیدنشون باعث میشه کل زمستونو تازه بمونن. بماند که خودم به عینه هم دیدم این...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<div class="raw-html-embed"><div style="text-align: center;">
<img src="https://dl.blogix.ir/20260510204128859370.webp" width="200px" height="auto">
</div></div><p> </p><p style="text-align:center;"><span style="color:hsl(240,75%,60%);"><i>"غذا که فرقی بین زن و مرد قائل نیست</i></span></p><p style="text-align:center;"><span style="color:hsl(240,75%,60%);"><i>کار سخت هم همین طور"</i></span></p><p style="text-align:center;"><span style="color:hsl(240,75%,60%);"><i>《تعقیب یشم》</i></span></p><p> </p><p>#طلا_نوشت #طلا_دیالوگ</p><p> </p><p>مکالمه درونی با جان درون:</p><p style="text-align:justify;">J: تو فکری؟</p><p style="text-align:justify;">- چرا تو سریالا خرمالوهاشونو تو زمستون از درخت نمیچینن؟ کم کم داره این حس بهم دست میده که نچیدنشون باعث میشه کل زمستونو تازه بمونن. بماند که خودم به عینه هم دیدم این موضوعو. چند ماه پیش تو مسیر خوابگاه به باشگاه هم یه خونه رو هر روز میدیدم که خرمالوهای درختشون درشت و رسیده هنوز به درخت بودن و از مرز دیوارای خونه سر به فلک کشیده بودن. اون موقع فکر میکردم شاید خونه متروکه است. در واقع متروکه نه. ترک شده و رفته شده به یه مکان دیگه به دلیل کار و زندگی و ... و میگفتم به همین دلیل صاحبشون نیست که بکندشون. ولی الان اینو تو سریالا هم میبینم. باعث شد شک کنم. این همه مدت سرما‌زده نمیشن؟ میدونم خرمالو میوه زمستونی ایه ولی آخه تا آخر زمستون به درختی که "برگ" نداره باشن طبیعیه؟ خشک نمیشن؟؟</p><p style="text-align:justify;">J: سرچ کن.</p><p style="text-align:justify;">- ببخشید؟</p><p style="text-align:justify;">J: سرچ کن!</p><p style="text-align:justify;">- نمیفهمم منظورتو!! (سوت زدن)</p><p style="text-align:justify;">J: اون گوگل نصف و نیمه رو باز کن و سرچ کن شرلوک!</p><p style="text-align:justify;">- نمیخوام ممنون، از منطق و شهودم استفاده میکنم.</p><p style="text-align:justify;">J: میترسی..</p><p style="text-align:justify;">- نه!</p><p style="text-align:justify;">J: آره.</p><p style="text-align:justify;">- (اخم پوکر وار)</p><p style="text-align:justify;">J: از این که بدونی..</p><p style="text-align:justify;">- نه!</p><p style="text-align:justify;">J: بدونی کهههه..</p><p style="text-align:justify;">- آرهه! از این که بدونم چرا دو ماهه درخت خرمالویی که بعد از این که فهمیدم میتونم تو زندگی آرزوهای حداقلیم رو به واقعیت بپیوندونم توی حیاط کاشتم، هیچ جوونه‌ای نزده میترسم!! چون مطمئنم اگه اونو سرچ کنم، این موضوعم سرچ میکنم و در نهایت ممکنه به این حقیقت تلخ برسم که درختش خشکککک شده و قبل از به ثمر رسیدن، باید از ریشه درآد و چوب‌های کوچیکش شکسته و نمیدونم آاااا دور ریخته بشن!!</p><p style="text-align:justify;">J: (سرچ کردن)</p><p style="text-align:justify;">- نکن جان! لطفاااااا!!</p><p style="text-align:justify;"> </p><p style="text-align:justify;">پ.ن: من عاشق خرمالو هر چی که متعلق به خرمالو باشه هستم. این اسفندماهی یه درخت خرمالو توی خونه کاشتم که متاسفانه دو ماهه هنوز هیچ جوونه ای نزده... نگرانم...</p><p style="text-align:justify;">پ.ن ۲: سرچ کردم...</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://wonderel.blogix.ir/post/15/comment</comments>
		<dc:creator>شرلوک هلمز</dc:creator>
		<slash:comments>6</slash:comments>
		<category>Me</category>
		<category>Movie</category>
	</item>
	<item>
		<title>UFO!!!</title>
		<link>https://wonderel.blogix.ir/post/14</link>
		<guid isPermaLink="true">https://wonderel.blogix.ir/post/14</guid>
		<pubDate>Thu, 07 May 2026 00:43:59 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[+ بچگیام که مثلا ۲ یا ۳ صب که همه خواب بودن میرفتم حیاط، به آسمون که زل میزدم انتظار داشتم سفینه فضایی یا یوفویی چیزی ببینم. زل میزدم و آرزو میکردم یه نور عجیبی چیزی تو آسمون ببینم و بگم یوفوعه! آرههههه این نشونه‌ای از آدم فضاییاست و این حرفا... الان وقتی این موقعا از شب میرم حیاط دلم نمیخواد به آسم...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<div class="raw-html-embed"><div style="text-align: center;">
<img src="https://dl.blogix.ir/20260507004031888683.webp" width="250px" height="auto">
</div></div><p style="text-align:justify;">+ بچگیام که مثلا ۲ یا ۳ صب که همه خواب بودن میرفتم حیاط، به آسمون که زل میزدم انتظار داشتم سفینه فضایی یا یوفویی چیزی ببینم. زل میزدم و آرزو میکردم یه نور عجیبی چیزی تو آسمون ببینم و بگم یوفوعه! آرههههه این نشونه‌ای از آدم فضاییاست و این حرفا... الان وقتی این موقعا از شب میرم حیاط دلم نمیخواد به آسمون زل بزنم مبادا نوری چیزی ببینم و نکنه که موشک باشه! ریل لایف vs فانتزی لایف!!</p><p style="text-align:justify;">++ از لحاظ روحی افتضاحم. دو روزه به معنا واقعی خودمو تو اتاق و تخت‌خوابم حبس کردم.</p><p style="text-align:justify;">+++ الان یعنی چی بلاگیس عزیز؟! الان حالا اکانتمو با شماره‌ام یا ایمیلم فعال نمیکردم چی میشد؟ الان یعنی چی وسط این هیری و بیری اینم اضافه کردی؟ تا فعالش نکردم نمیشد که اومد تو میز کارم. منم که بعد بلاگ بیان این قدرررررررر این جا کامنت و بازدید دارم که نگووووو. لامصب اونقدر زیادن واجب بود حتما فعال کنم اکانتمو. خخخ خلاصه که با این که حرف خاصی برای پست گذاشتن نبود و این پست چیز خاصی رو به علمتون اضافه نکرد، باید به خاطر این فعال‌سازی حساب هم که بود یه هایی هویی پستی چیزی میذاشتم.</p><p style="text-align:justify;">++++ دیدن فیلم ترسناک با حال خراب پیشنهاد نمیشه اصلا. بماند که همین الان میخوام سینمایی دوم از فیلم ترسناک مورد نظرم رو ببینم.</p><p style="text-align:justify;">+++++ هوا واقعا گرم شده. امشب دو تا پنجره‌ی رو به خیابون اتاقمو باز کردم. امیدوارم نزدیکای صبح زیاد سرد نشه که یخ بزنم.</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://wonderel.blogix.ir/post/14/comment</comments>
		<dc:creator>شرلوک هلمز</dc:creator>
		<slash:comments>10</slash:comments>
		<category>Me</category>
	</item>
	<item>
		<title>&quot;I&#039;m bad with words, I hope you&#039;re good in reading eyes!&quot;</title>
		<link>https://wonderel.blogix.ir/post/13</link>
		<guid isPermaLink="true">https://wonderel.blogix.ir/post/13</guid>
		<pubDate>Thu, 30 Apr 2026 23:18:44 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[یه بازه‌های زمانی از روز هستن که میخوام طولانی تر بشن. مثلا ۴ تا ۶ عصر یا ۱۰ تا ۱۲ شب. تو این وقت‌ها ناخودآگاه آروم‌ترم و حس بهتری دارم. نمیدونم ریشه‌اش از کجاست. و همین طور هم برعکس، یه بازه‌هایی هم هست که میخوام زودتر بگذره و گاهی اصلا وجود نداشته باشن و جالبه که دلیل اینو میدونم. جالبه نه؟ دلسل ح...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<div class="raw-html-embed"><div style="text-align: center;">
<img src="https://dl.blogix.ir/20260430231016912675.webp" width="200px" height="auto">
</div></div><p style="text-align:justify;">یه بازه‌های زمانی از روز هستن که میخوام طولانی تر بشن. مثلا ۴ تا ۶ عصر یا ۱۰ تا ۱۲ شب. تو این وقت‌ها ناخودآگاه آروم‌ترم و حس بهتری دارم. نمیدونم ریشه‌اش از کجاست. و همین طور هم برعکس، یه بازه‌هایی هم هست که میخوام زودتر بگذره و گاهی اصلا وجود نداشته باشن و جالبه که دلیل اینو میدونم. جالبه نه؟ دلسل حسای خوب نامشخصه ولی حسای بد مشخص!</p><p style="text-align:justify;">خیلی وقته در کل میخوام زمانو متوقف کنم ولی نشدنیه... انسان واقعا موجود عجیبیه.. کاش انسان نبودیم؟ نمیدونم. :)</p><p style="text-align:justify;">(زل زدن به صفحه نوشتن پست و بعد به فرش کف اتاق)</p><p style="text-align:justify;">حتی حرفایی که میتونم بزنم هم کم شدن. خیلی وقته این طوریم.</p><p style="text-align:justify;">چند وقت پیش یه دوست از دوران دبیرستان بهم پیام داد. عجیبه چون چند سالی میشه اصلا با هم حرف نمیزدیم. فکر نکنم به خاطر پرسین حالم بوده باشه.. احتمالا به خاطر جمله‌ای که بیو نوشته بودم و بیشتر میخواسته ته و توی اونو در بیاره. اگه هم این طور نبوده و به اندازه ۱ درصد میخواسته احوال‌پرسی بکنه، باید بگم که دیگه بهش احتیاجی ندارم. اون بچه‌ی ۱۶ - ۱۷ ساله بود که بهش نیاز داشت نه اون آدم الان. اون آدم الان یاد گرفته چطور با خودش کنار بیاد.</p><p style="text-align:justify;">PDF یه کتابو از یه سایت دانلود کردم به جای خریدنش از طاقچه.. میدونم این کار بدیه و مترجم بیچاره چوب این کارو میخره.. ولی چاره چیه. فعلا تا میرم سر کار باید پول ذخیره کنم.. واقعا از مترجم کتاب معذرت میخوام.. اگه یادم بمونه بعدا کتابشو میخرم... اگه بعدا خریدش براش به درد نخوره چی؟ آه خدایا، چه حس مزخرفی دارم...</p><p style="text-align:justify;">در حال گوش دادن OST های قشنگ یه سریال قشنگم که قشنگ حالت خوندنش با حال الانم جوره.. :)~</p><p style="text-align:justify;">سریال جدیدی که دارم میبینم D.P. عه. قشنگه تو ژانر خودش.</p><p style="text-align:justify;">هنوز هم دست و دلم به رفتن سمت پایان‌نامه و پروپوزال نمیره...</p><p style="text-align:justify;">یه بازی آنلاین بود که بیشتر به خاطر تعاملی بودنش بازیش میکردم. نزدیک به ۵ یا ۶ سال (خدایا من واقعا به همه چیز وفادارم...). اسمش SKY CHILDREN OF THE LIGHT بود. واقعا دلم تنگ لابی و دوستایی که اون جا داشتم شده... کاش اینترنت زودتر به حالت قبل برگرده...</p><p style="text-align:justify;">+ باید تنظیمات تصاویر اون یکی وبلاگمو درست کنم ولی حوصله ندارم. الان یه ماهه حوصله‌شو ندارم. یه ماهه باید درستشون کنم. :")</p><p style="text-align:justify;">++ مامانم و خواهرم دارن "وقتی زندگی بهت نارنگی میده" رو میبینن. من قبلا دیدمش. برای همین بهشون نمیپیوندم...</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://wonderel.blogix.ir/post/13/comment</comments>
		<dc:creator>شرلوک هلمز</dc:creator>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		<category>Me</category>
	</item>
	<item>
		<title>آبشار!!</title>
		<link>https://wonderel.blogix.ir/post/12</link>
		<guid isPermaLink="true">https://wonderel.blogix.ir/post/12</guid>
		<pubDate>Tue, 28 Apr 2026 23:39:50 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[نیازمند اون جمعای کوچیکی از همسایه ها هستم که تو سریالا میشینن دور هم و بحثای احمقانه میکنن و چرت و پرت میگنو به چرت و پرت همدیگه میخندن، میباشم.. قضاوتت هم نمیکنن!
+ چطور سردرگمی رو باید حل کرد؟ عین یه حس بی حسیه که گاهی خودشو نشون میده و از درونت میاد بیرون و میخواد ببلعدت. آه، از این حسای این طور...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;">نیازمند اون جمعای کوچیکی از همسایه ها هستم که تو سریالا میشینن دور هم و بحثای احمقانه میکنن و چرت و پرت میگنو به چرت و پرت همدیگه میخندن، میباشم.. قضاوتت هم نمیکنن!</p><p style="text-align:justify;">+ چطور سردرگمی رو باید حل کرد؟ عین یه حس بی حسیه که گاهی خودشو نشون میده و از درونت میاد بیرون و میخواد ببلعدت. آه، از این حسای این طوری بدم میاد..</p><p style="text-align:justify;">++ امشب قسمت "آبشار رایخنباخ" شرلوک دو از شبکه تماشا پخش میکرد... این دومین قسمتی بود که اولین بار که با کاراکتر شرلوک آشنا شده بودم از تلویزیون دیده بودم. وقتی که مرده بود یادمه کلی غصه خوردم. خخخ یه بچه ۱۱ ساله بودم و به نظرم بهترین سریال قرن بود. بعدها که فهمیدم بیشتر از این دو قسمته و در واقع نمرده یادمه کلی ذوق کرده بودم. دنیای بچگی. :)) خلاصه که این کاراکتر بچگی و نوجوونی منو ساخت.</p><p style="text-align:justify;">+++ میخوام رمان‌های بلند شرلوکو دوباره بخونم و یادآوری بشه. جدیدا نوستالژی‌های بچگیم باعث میشه حس خوب و شادی به زندگی بی‌رنگم داده بشه. وای یادمه تو کتابخونه مدرسه اولین بار که کتاب "اتود در قرمز لاکی" پیدا کردم هیجان زده شده بودم وقتی تموم شده بود و برش میگردوندم یه هو کتاب "نشانه چهارش" هم پیدا کردم و ذوق اون موقعم قابل وصف نبود. بعدها باز پی‌دی‌افشون رو خوندم به علاوه دو داستان بلند دیگه‌اش و چندین داستان کوتاه دیگه. یادمه دنبال این بودم که این شخصیت واقعی باشه. وای چه خاطراتی... یه بچه‌ی درونگرا که دوستی نداشت و دبیرستانی بود و اون موقع هم سردرگم بود ولی از نوع بچگانه‌اش. کاش هنوز بچه بودم.</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://wonderel.blogix.ir/post/12/comment</comments>
		<dc:creator>شرلوک هلمز</dc:creator>
		<slash:comments>14</slash:comments>
		<category>Me</category>
	</item>
	<item>
		<title>I AM A SOCIAL VEGAN, I AVOID MEET!!</title>
		<link>https://wonderel.blogix.ir/post/11</link>
		<guid isPermaLink="true">https://wonderel.blogix.ir/post/11</guid>
		<pubDate>Sat, 25 Apr 2026 23:15:13 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[سر شام موقع کانال عوض کردن، یه هو شبکه تماشا اومد بالا و نوشته‌ی گوشه‌اش رو که دیدم، نوشته بود شرلوک. با چنان ذوق و شوقی گفتم که کانال رو برگردون که خودم هم تعجب کردم!
هیچ چی دیگه، خاطرات نوستالژی قدیمی برام زنده شد. :)
الان قسمت ۳ فصل ۱ عه. همون بازی بزرگ که ریواچ کرده بودم.
 
+ همیشه دیدن جسد حشرا...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;">سر شام موقع کانال عوض کردن، یه هو شبکه تماشا اومد بالا و نوشته‌ی گوشه‌اش رو که دیدم، نوشته بود شرلوک. با چنان ذوق و شوقی گفتم که کانال رو برگردون که خودم هم تعجب کردم!</p><p style="text-align:justify;">هیچ چی دیگه، خاطرات نوستالژی قدیمی برام زنده شد. :)</p><p style="text-align:justify;">الان قسمت ۳ فصل ۱ عه. همون بازی بزرگ که ریواچ کرده بودم.</p><p style="text-align:justify;"> </p><p style="text-align:justify;">+ همیشه دیدن جسد حشرات گوشه حیاط به طرز عجیبی یه غم عجیب رو دلم میندازه.. این دفعه جسد یه صدپا بود... از صدپا اصلا خوشم نمیاد...</p><p style="text-align:justify;">++ در حال دیدن سریال "<span style="color:hsl(270,75%,60%);"><i>BLIND</i></span>" هستم.. یه سریال جنایی معمولیه. زیاد شاهکار نیست. در حد "<span style="color:hsl(270,75%,60%);"><i>MOUSE</i></span>" اصلا نیست.</p><p style="text-align:justify;">+++ دلم برای تیک‌تاک تنگ شده...</p><p style="text-align:justify;">++++ امشب ماکارونی پختم.. خوشمزه بود و شفته نشده بود. از خودم راضیم! :}</p><p style="text-align:justify;">+++++ ویلِن زندگی هرکس در واقع خودشه!!</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://wonderel.blogix.ir/post/11/comment</comments>
		<dc:creator>شرلوک هلمز</dc:creator>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		<category>Me</category>
	</item>
	<item>
		<title>BIBLIOPHILIA!!</title>
		<link>https://wonderel.blogix.ir/post/10</link>
		<guid isPermaLink="true">https://wonderel.blogix.ir/post/10</guid>
		<pubDate>Thu, 23 Apr 2026 22:49:21 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[بار دیگه بهم ثابت شد. حتی اگه ایم سوهو هم باشی فوق فوقش دو سال به یادتن. بعدش از یاد میبرنت. همیشه همینه. انسان خیلی تنهاست. :)) مطمئنم یونگ‌رو تا ابد به یادشه ولی برهه‌های کوچیک زمانی اونم شاید. کم کم توی ذهن آدم‌ها کمرنگ میشی.
سریال snowdrop تموم شد... از سریالایی بود که غمگینم که تمومش کردم. از ا...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<div class="raw-html-embed"><div style="text-align: center;">
<img src="https://dl.blogix.ir/20260423224736003940.webp" width="250px" height="auto">
</div></div><p style="text-align:justify;">بار دیگه بهم ثابت شد. حتی اگه ایم سوهو هم باشی فوق فوقش دو سال به یادتن. بعدش از یاد میبرنت. همیشه همینه. انسان خیلی تنهاست. :)) مطمئنم یونگ‌رو تا ابد به یادشه ولی برهه‌های کوچیک زمانی اونم شاید. کم کم توی ذهن آدم‌ها کمرنگ میشی.</p><p style="text-align:justify;">سریال snowdrop تموم شد... از سریالایی بود که غمگینم که تمومش کردم. از این سریالای محشر و شاهکاریه که کمیابن. سریال ریخته ولی شاهکارها کمن! باید بعدا یه سربرگ به این‌جا اضافه کنم و فیلما و سریالایی که به نظرم مشهور بودنو معرفی کنم. میدونم بعد بیان این جا اصلا دیده نمیشه و شاید حتی خونده نشه ولی شاید آیندگان کنجکاوی پیدا بشه که بخواد بدونه یه غریبه چه فیلم‌هایی رو شاهکار میدونه. :)</p><p style="text-align:justify;">همین سریال snowdrop باعث شد کتابی که دو سال پیش خریده بودم رو شروع کنم و چندین فصلشو تو یه روز بخونم.</p><p style="text-align:justify;">کتابش واقعا جالبه و این که بیوگرافی و واقعیه جالب ترش میکنم. کتاب "دختری با ۷ اسم" نوشته‌ی هیون سو لی. یادمه راهنمایی که بودم هم پی دی افش رو دانلود کرده بودم ولی واقعا پی دی اف ها رو دوست ندارم برای همین نخونده بودمش. تا این که دو سال پیش خریدمش و الان هم به لطف اون سریال و کنجکاوی که درم برانگیخت، میخونمش. واقعا جالبه.</p><p style="text-align:justify;">بعد این باید "آکواریوم‌های پیونگ یانگ" و "فرار از اردوگاه چهارده" رو بخونم.</p><p style="text-align:justify;">آااا، کلی کار و کلی کتاب که باید خونده بشه. وقت نمیکنممممم. وقتی میگم چند فصل از یه کتاب تو یه روز (حدود ۶۰ صفحه) برای من جدید (نه قبلنا که یه کتاب ۵۰۰ صفحه ای رو تو دو روز میخوندم.) که باید به زندگی روزمره هم برسم زیاده، منظورم همینه.</p><p style="text-align:justify;">تازه کار بیرون هم اضافه بشه که دیگه فکر نکنم همینم بشه. فعلا به خاطر پایان‌نامه و جنگ از کار بیرون قِصِر در رفتم! خخخ</p><p style="text-align:justify;">پ.ن:</p><p style="text-align:left;">,And the sun took a step back</p><p style="text-align:left;">the leaves lulled themselves to sleep</p><p style="text-align:left;">.and Autumn was awakened</p><p style="text-align:left;">-Raquel Franco-</p><p style="text-align:left;"> </p><p style="text-align:justify;">+ بالاخره این‌جا هم دارم وبلاگایی رو پیدا میکنم که مطالب جذابی مینویسن. و خوندنشون با ماگ چایی بزرگ میچسبه! :) ✨️</p><p style="text-align:justify;">++ انیمیشن Hoppers قشنگه..</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://wonderel.blogix.ir/post/10/comment</comments>
		<dc:creator>شرلوک هلمز</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>Me</category>
		<category>Book</category>
		<category>Movie</category>
	</item>
	<item>
		<title>سقف اینترنت؟!</title>
		<link>https://wonderel.blogix.ir/post/9</link>
		<guid isPermaLink="true">https://wonderel.blogix.ir/post/9</guid>
		<pubDate>Mon, 20 Apr 2026 20:16:49 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[دقیقا کجا میشه به این قوانین جدیدی که گذاشته میشه اعتراض کرد؟؟؟
سقف ۵ گیگ اینترنت بین‌الملل روزانه؟؟ نمیدونید ما دانشجوییم؟ نمیدونید شاید ویدئوهای آموزشی که مثلا از یوتیوبی که نیازش داریم و پر از مطالب مفیده و تا جایی که میدونم مطالبی که میگید مناسب نیستن رو نداره اگه بخوایم دانلود کنیم ممکنه بیشتر...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;">دقیقا کجا میشه به این قوانین جدیدی که گذاشته میشه اعتراض کرد؟؟؟</p><p style="text-align:justify;">سقف ۵ گیگ اینترنت بین‌الملل روزانه؟؟ نمیدونید ما دانشجوییم؟ نمیدونید شاید ویدئوهای آموزشی که مثلا از یوتیوبی که نیازش داریم و پر از مطالب مفیده و تا جایی که میدونم مطالبی که میگید مناسب نیستن رو نداره اگه بخوایم دانلود کنیم ممکنه بیشتر از ۵ گیگ بشه.</p><p style="text-align:justify;">به نظرتون یه ویدئوی ۲۰ ساعته آموزش پایتون چند گیگه؟</p><p style="text-align:justify;">به نظرتون واقعا سایتای داخلی دارای همچین دانشی هستن که بشه ازشون استفاده کرد؟؟ نه!</p><p style="text-align:justify;">شاید به نظرتون مشکل خاصی نباشه ولی اینترنت بین‌الملل حق مردمه. حق این مردمه که این قدر این قدر عالین.</p><p style="text-align:justify;">دقیقا کجا میشه اینا رو گفت؟؟ دقیقا کجا میشه گفت که با این طرح‌های این چنینی مخالفیم؟ کجا... کجا و چطور حرفا و نظرات مردم رو باید رسوند..</p><p style="text-align:justify;">چرا نمیفهمین که نیاز مردم به اینترنت بین‌الملل حتی بیشتر از شماست... چرا؟</p><p style="text-align:justify;">به یوتیوبرها فکر کردید قبل این طرحتون؟ یوتیوبرهایی که با وجود محدودیت‌های قبل حداقللل بازم راهی برای پول در آوردن از اینترنت داشتن و از شرکت های واسطه برای نقد کردن پول ویوهاشون استفاده میکردن، به جای این که مستقیم بره تو جیب خودشون یه مقداری هم به اونا میدادن .. ولی الان با این فقط ۵ گیگ چه کنن؟</p><p style="text-align:justify;">به نوجوونا و جوونایی که چند سال اخیر فقط دلخوشیشون چندتا بازی آنلاین بود چی؟</p><p style="text-align:justify;">به اینا فکر کردین قبل این طرحتون؟</p><p style="text-align:justify;">هیچ میدونید همین این اینترنت به درد نخور با سرعت ضعیف چه قدر الان گرونه؟؟؟ میدونید کم کم هزینه‌اش زیاد شده؟ میدونید همین اخیرا ۷ گیگی که زیر ۵۰ هزار تومن بود شده ۶ گیگ و قیمتش بالای ۵۰؟ میدونید دلمون به یه نت نامحدود شبانه برای دانلود سریال خوش بود که اونم گرون شده؟ همه اینا رو میدونید؟؟؟ میدونید بسته‌های ۱۲ گیگی نمیدونم ۳ ماهه یا ۴ ماهه حذف شدن و با بسته های بالای ۷۰۰ هزار تومن جایگزین شدن؟ میدونید؟</p><p style="text-align:justify;">اینا رو باید کجا گفت؟؟؟ کجا؟؟؟</p><p style="text-align:justify;">میدونید اینا رو دیگه، نه؟ محاله که ندونید..</p><p style="text-align:justify;">سقف ۵ گیگی و ۳۰۰ پیامک؟ بهتر نبود میگفتید ۳۰۰ گیگ و ۵ پیامک؟!!!!!!!</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://wonderel.blogix.ir/post/9/comment</comments>
		<dc:creator>شرلوک هلمز</dc:creator>
		<slash:comments>6</slash:comments>
		<category>اینترنت</category>
		<category>اینترنت بین الملل</category>
	</item>
	<item>
		<title>OVERWHELMED... BUT STILL TRYING... :)</title>
		<link>https://wonderel.blogix.ir/post/8</link>
		<guid isPermaLink="true">https://wonderel.blogix.ir/post/8</guid>
		<pubDate>Mon, 20 Apr 2026 02:15:44 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[کتاب بخونید. کتاب بخونید و کتاب بخونید.
کتاب‌ها دوستانی هستن که هیچ وقت هیچ وقت قضاوتتون نمیکنن و تا ابد باهاتون میمونن. (M: چه واضح! یه بچه هم اینو میدونه.. - شات آپ!!)
و همیشه یه در جدیدو به دنیای ذهنتون باز میکنن.( M: ... - :/ )
ولی یادتون باشه، قبل این که بخونید باید بدونید که هر چه بیشتر بدونین...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<div class="raw-html-embed"><div style="text-align: center;">
<img src="https://dl.blogix.ir/20260420021111245698.webp" width="200px" height="auto">
</div></div><p style="text-align:justify;">کتاب بخونید. کتاب بخونید و کتاب بخونید.</p><p style="text-align:justify;">کتاب‌ها دوستانی هستن که هیچ وقت هیچ وقت قضاوتتون نمیکنن و تا ابد باهاتون میمونن. (M: چه واضح! یه بچه هم اینو میدونه.. - شات آپ!!)</p><p style="text-align:justify;">و همیشه یه در جدیدو به دنیای ذهنتون باز میکنن.( M: ... - :/ )</p><p style="text-align:justify;">ولی یادتون باشه، قبل این که بخونید باید بدونید که هر چه بیشتر بدونین مسئولیتتون هم سنگین‌تر و بیشتره و این یعنی سختی کشیدن بیشتر. :) دونستن یعنی سختی بیشتر! این میتونه کلی شیرینی داشته باشه (صددرصد داره این شیرینی ها رو) و اندکی هم تلخی(میتونه اینو نداشته باشه). داشتن این شیرینی و تلخی برای هرکسی متفاوته. این نظر منه ولی مگه نمیگن که:</p><p style="text-align:center;"><span style="color:hsl(270,75%,60%);"><i>.Don't believe everything you think</i></span></p><p style="text-align:center;"><span style="color:hsl(270,75%,60%);"><i>جمله از ناشناس (نمیدونم کی گفته)</i></span></p><p style="text-align:justify;">شاید و شاید و باز هم شاید نظرات منم اشتباه باشه. شاید.. آخ که چه قدر از شاید بدم میاد.</p><p style="text-align:justify;">+ کاش این جا قابلیت پست کوتاه داشت. یه چیزی مثل استوری. که لازم نباشه برای یه همچین فکر رندومی اونم این وقت شب بیای یه پست بذاری. خخخ</p><p style="text-align:justify;">++ نمیدونم بیان واقعا بسته شده یا مثل بلاگفا و بلاگ‌اسکای از دسترس خارج شده. کاش مورد دوم باشه. هنوز هم گاهی به امید این که فقط سروراشو بسته باشن گاهی آدرسشو چک میکنم و همیشه هم ناامید میشم. :)</p><p style="text-align:justify;">+++ J: اگه این چرت و پرتا رو ننویسی میترکی؟ - آره!!</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://wonderel.blogix.ir/post/8/comment</comments>
		<dc:creator>شرلوک هلمز</dc:creator>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		<category>Me</category>
	</item>
	<item>
		<title>How to escape time.. Hmm, good point!</title>
		<link>https://wonderel.blogix.ir/post/7</link>
		<guid isPermaLink="true">https://wonderel.blogix.ir/post/7</guid>
		<pubDate>Sat, 18 Apr 2026 02:45:43 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[یکی از ویژگی‌های انسانی که تحسین میکنم اینه که تو هر شرایطی و هر حالی ادامه میده. منظورم اینه که به خودتون نگاه کنین. کافیه تو یه شرایط بحرانی قرار بگیرین تبدیل میشین به کسی که برای ادامه دادن هر تلاشیو میکنه. فقط به همون تغییر فیزیولوژیک بدنمون تو شرایط بحرانی دقت کنین. دیگه اراده خودتون که قوی‌تره...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;">یکی از ویژگی‌های انسانی که تحسین میکنم اینه که تو هر شرایطی و هر حالی ادامه میده. منظورم اینه که به خودتون نگاه کنین. کافیه تو یه شرایط بحرانی قرار بگیرین تبدیل میشین به کسی که برای ادامه دادن هر تلاشیو میکنه. فقط به همون تغییر فیزیولوژیک بدنمون تو شرایط بحرانی دقت کنین. دیگه اراده خودتون که قوی‌تره که جای خود داره.</p><p style="text-align:justify;">اگه این موضوع رو به حالت فکری و روانی انسان هم نسبت بدیم، تازه جالب‌تر هم هست.</p><p style="text-align:justify;">توی هر حال بدی، مغز دنبال یه راهیه برای حال خوب.</p><p style="text-align:justify;">اینو توی خواب‌هایی که میبینیم و ناخودآگاهمون هم میشه حس کرد... خواب‌هایی که به نوعی حالمون توی زندگی رو نشون میدن.</p><p style="text-align:justify;">بیشتر از همه هم از ویژگی تغییرپذیری انسان‌ها بدم میاد؛ ولی جالبه نه؟ این تغییرپذیری هم همون نوعی اتفاق برای ادامه دادنه.</p><p style="text-align:justify;">در کل انسان موجود جالبیه، خودش به تنهایی یه دنیاست.</p><p style="text-align:justify;"> </p><p style="text-align:left;">"?Why do you like thunderstorms"</p><p style="text-align:left;">"Beacause it shows that even nature needs to scream sometimes."</p><p style="text-align:justify;"> </p><p style="text-align:justify;">عنوان، متن پست و جمله‌ی انگلیسی آخر پست هیچ ربطی به هم ندارن. اینم بذارین به حساب جالب بودن انسان‌ها. :)</p><p style="text-align:justify;">+ کمتر سریالی میتونه از همه لحاظ یه شاهکار واقعی باشه. یکی از این سریالا "Snoedrop" عه. :) جالبه جدیدا این سریالای این طوری از قسمت ۱۰ به بعد برام آبکی و بی معنی میشدن ولی snowdrop از قسمت ۱۰ به بعد جالب‌تر هم شد.</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://wonderel.blogix.ir/post/7/comment</comments>
		<dc:creator>شرلوک هلمز</dc:creator>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		<category>Me</category>
	</item>
	<item>
		<title>چاییات تو فکر کی سرد میشن؟!</title>
		<link>https://wonderel.blogix.ir/post/6</link>
		<guid isPermaLink="true">https://wonderel.blogix.ir/post/6</guid>
		<pubDate>Wed, 15 Apr 2026 22:22:15 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[اهم اهم... به نام خدا در فکر پایان‌نامه.. چند روزیه که فقط میشینم و به پایان نامه فکر میکنم بدون این که حتی گوشه‌ی موس رو به سمت پوشه‌ای که فایلای مقالات داخلشن ببرم.
همیشه همین بودم.. یه اهمال‌کار درجه یک.. قشنگگگگ کاری که دست و دلم نمیره رو حتی اگه بتونم میندازم 100 سال دیگه انجام بدم.. بهتون قول...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;">اهم اهم... به نام خدا در فکر پایان‌نامه.. چند روزیه که فقط میشینم و به پایان نامه فکر میکنم بدون این که حتی گوشه‌ی موس رو به سمت پوشه‌ای که فایلای مقالات داخلشن ببرم.</p><p style="text-align:justify;">همیشه همین بودم.. یه اهمال‌کار درجه یک.. قشنگگگگ کاری که دست و دلم نمیره رو حتی اگه بتونم میندازم 100 سال دیگه انجام بدم.. بهتون قول میدم اگه اهمال کار نبودم الان کلی پیشرفت کرده بودم! (J درون: Just take a breather if you need one. It's ok!... - نه دیگه استراحتی به این طولانی ای!!!)</p><p style="text-align:justify;">یه استاد راهنمای خوش خیال تر از خودم هم دارم که اصلا براش مهم نیست که من الان دارم پروپوزالو مینویسم. نمینویسم. اصلا پروپوزال چی هست. تو کی هستی. من کیم. این جا کجاست.. دو تا پبام که بهش میدی عصبانی میشه. :/</p><p style="text-align:justify;">چرا باید بیان بسته بشه. نمیخووام غر بزنم ولی میزنم.. بله.. چرا نزنم؟ اصن وبلاگ خودمه.. خخخ... درسته تا آدم یه چیزیو از دست نده قدرشو نمیدونه.. بیان (blog.ir) هم برای ما بیانی‌ها همین حکمو داره..</p><p style="text-align:justify;">گاهی حوصله‌ام زیاد سر میره... خیلی زیاد... J درون: خب لعنتی بشین پایان‌نامه تو بنویس... - نه جان عزیز اون حال نمیده..</p><p style="text-align:justify;">کلا حس میکنم هر موقعععع این جا رو باز میکنم یه چیزی بنویسم به جز چرت و پرت چیز دیگه‌ای تایپ نمیشه.. این اشکال از خودمه... نمیدونم چِم شده.. خدایا، من چِم شدههه.. قبلا کلی حرف (مفید) برای گفتن داشتم نه یه سری خزعبلات روزانه... حتی همون خزعبلات روزانه رو هم ندارم!!</p><p style="text-align:justify;">مرز خوابایی که جدیدا میبینم با واقعیت یکی شدن..</p><p style="text-align:justify;">دلم چندتا موزیک آرامش‌بخش میخواد.. در عین حال که غمگین نیستن ملایم باشن...</p><p style="text-align:justify;">ذهنم به هم ریخته است.. یه کاریو که شروع میکنم و اگه پاشم و مثلا به یه کار دیگه بپردازم بعد دیگه با میلی میرم سمت بقیه‌ی اون کار.. حتی اگه کار مورد علاقم باشه.. قبلا.. J درون: این طوری نبودی؟... - آره!!</p><p style="text-align:justify;">بذار توصیف کنم... فرض کن تو یه محیط کاملا بدون هیچ چیز معلقی.. هیچ چیزی نیست و خودتو با یه دیوار که مثلا تو اون محیطه سرگرم میکنی.. یه هو که رو برمیگردونی میبینی مثلا یه شیء دیگه تو اون فضا معلق شده که از فضای بیرون این فضای معلق وار اومده و اون شی برات آشناست و نمیخوای به یادش بیاری... هر از گاهی چندتا شیء که حس بهتری هم دارن از فضای بیرون به فضای معلق درونی میان ولی سرعت عبورشون و خارج شدنشون از اون فضای معلق خیلی زیاده... بر خلاف اون شیء‌های آزاردهنده... اینه ذهنم... بهترین توصیف براش.. ترجیح میدم معلق نگهش دارم... بدون هیچ شیءای!</p><p style="text-align:justify;">طبیعیه که زیاد به یه اسمی برمیخورم که نمیخوام بربخورم؟ تو کتاب‌ها، فیلم‌ها و حتی آدم‌ها! - قصد نداری کاملا محو بشی، نه؟... - نه!... همه چیز قشنگ‌تر بود.</p><p style="text-align:justify;">من یه معتادم.. برداشت بد نکنین... معتاد به چای! که اینم خودش بده که داره معده‌ی نازنینمو نابود میکنم. منظورم اینه که مقدار کم چای خیلی هم خوبه ولی  زیادش مسلما مضره.. سه روزی سعی کردم تعداد لیوانای چایمو به یک عدد برسونم ولی بعد 4 روز شکست خوردم.. شما تو مصرف چای و دمنوشیجات میانه رو باشین و این کارو با خودتون نکنین.. جدیدا سعی کردم به جای چای دمنوش بابونه رو کنارش بگنجونم که خب اونم تا حدی جوابه.. زیاد طعمشو دوست ندارم.. ولی بیشتر حس گرمایی که چای میده رو فکر کنم دوست داشته باشم.. بماند که بابونه هم نباید زیادی استفاده بشه..</p><p style="text-align:justify;"> </p><p style="text-align:justify;">+ مچ دست چپم داخل ورزش زیبای Push up آسیب دیده... نه به اون حد ولی خب کمی درد میکنه... طی یکی دو روز خوب میشه.. قبلا هم این طور شده بود.. اصن Push up خیلی زیباست ها. خیلییییییی!!!!</p><p style="text-align:justify;">++ شاید خنده دار باشه ولی این عکسو یه ساله دان کردم بعد ارشد بذارمش پروفم.. خخخ.. البته بعد اتمام کاملش به همراه اتمام تمام و کمال پایان‌نامه:</p><div class="raw-html-embed"><div style="text-align: center;">
<img src="https://dl.blogix.ir/20260415222814945959.webp" width="300px" height="auto">
</div></div><p style="text-align:justify;">بله.. احتمالا تا اون موقع همین بشه وضعیتم! مخصوصا با این اوضاع و احوال اینترنت!</p><p style="text-align:justify;">+++ In Dreamland - Chillpeach</p><p style="text-align:center;">++++ و سخن پایانی این پست!</p><p style="text-align:center;"><span style="color:hsl(270,75%,60%);"><strong>ONE DAY I'M GONNA MAKE THE ONOINS CRY! NOT THEM MYSELF..</strong></span></p>]]></content:encoded>
		<comments>https://wonderel.blogix.ir/post/6/comment</comments>
		<dc:creator>شرلوک هلمز</dc:creator>
		<slash:comments>6</slash:comments>
		<category>Me</category>
	</item>
	<item>
		<title>Tea; a hug in a cup!</title>
		<link>https://wonderel.blogix.ir/post/5</link>
		<guid isPermaLink="true">https://wonderel.blogix.ir/post/5</guid>
		<pubDate>Sat, 11 Apr 2026 18:08:51 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[پیشنهاد امروز عصر؛ یه کم شیر + یه قاشق مرباخوری وانیل شکری + چای (من ترکیبی از چای سیاه + سبز + و پودر میخک و کمی گلاب استفاده کردم.) به همراه ماگ/لیوان/فنجون موردعلاقه تون.. ☕️
شیر طعم خامه ای به چای میده. :)
نمیدونم ترکیباتش با هم همخونی دارن یا نه یا با هم مُضر میشن یا نه، فقط میدونم گرم و خوشمزه...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;">پیشنهاد امروز عصر؛ یه کم شیر + یه قاشق مرباخوری وانیل شکری + چای (من ترکیبی از چای سیاه + سبز + و پودر میخک و کمی گلاب استفاده کردم.) به همراه ماگ/لیوان/فنجون موردعلاقه تون.. ☕️</p><p style="text-align:justify;">شیر طعم خامه ای به چای میده. :)</p><p style="text-align:justify;">نمیدونم ترکیباتش با هم همخونی دارن یا نه یا با هم مُضر میشن یا نه، فقط میدونم گرم و خوشمزه است.</p><p style="text-align:justify;">میتونید موسیقی هم کنارش اضافه کنین و آروم آروم و جرعه جرعه میل بفرمایید! به علاوه این که کنار در حیاطتون بشینین و میلش کنین. مثل الان من!</p><p style="text-align:justify;">از موسیقیایی که شما رو به یاد خاطرات قبلیتون میندازن اجتناب کنین. :) ... الان فقط روی حال حاضر تمرکز کنین.</p><p style="text-align:justify;">+ کم کم متن پستای وبلاگم بیشتر آب میره.. وبلاگ مگه برای نوشتن متنای طولانی نیست؟</p><p style="text-align:justify;">++ خونه ساکته، چون بقیه رفتن بیرون خرید. مامانم اصرار کرد منم برم، ولی من.. الان در درونگراترین حالت ممکنم هستم.. ببخشید مامان... لیاقت فرزند بهتری رو داشتی..</p><p style="text-align:justify;">+++ ...</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://wonderel.blogix.ir/post/5/comment</comments>
		<dc:creator>شرلوک هلمز</dc:creator>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		<category>Me</category>
	</item>
	<item>
		<title>اَبَرنواَختَر! :)</title>
		<link>https://wonderel.blogix.ir/post/4</link>
		<guid isPermaLink="true">https://wonderel.blogix.ir/post/4</guid>
		<pubDate>Thu, 09 Apr 2026 18:47:19 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[یه ماگ سبز و سفید پر از چای زنجبیلی به همراه لپ‌تاپت + صدای گنجشکای روی درخت عناب حیاط که همیشه از بچگیم تا حالا نمایانگر بهار بودن + صدای بچه‌های داخل کوچه که نشون‌دهنده‌ی جاری بودن زندگی با وجود همه اتفاقات الانه..☕️ (ساعت حدود 17:00... چون هی صدام میزدن تا الان (18:47) طول کشید پست کردن این پست!)...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;">یه ماگ سبز و سفید پر از چای زنجبیلی به همراه لپ‌تاپت + صدای گنجشکای روی درخت عناب حیاط که همیشه از بچگیم تا حالا نمایانگر بهار بودن + صدای بچه‌های داخل کوچه که نشون‌دهنده‌ی جاری بودن زندگی با وجود همه اتفاقات الانه..☕️ (ساعت حدود 17:00... چون هی صدام میزدن تا الان (18:47) طول کشید پست کردن این پست!)</p><p style="text-align:justify;">کتاب <span style="color:hsl(240,75%,60%);"><i>ماده‌ی تاریک و انرژی تاریک</i></span> اثر <span style="color:hsl(240,75%,60%);"><i>برایان کلگ</i></span> رو دیشب بالاخره استارت زدم. فصل اول رو خوندم و همون طور که انتطار داشتم محشر بود. یه سری اطلاعات جدید به اندوخته‌ی اطلاعاتم اضافه کردم و یه سری چیزا رو از قبل میدونستم.</p><p style="text-align:justify;">برام خیلی جالب بود که کهکشان‌ها به صورت خوشه‌ای کنار هم قرار دادن و این که نزدیک ترین خوشه‌ی کهکشانی خوشه‌ی کهکشانی محلی خودمون (<span style="color:hsl(240,75%,60%);"><i>ابرخوشه سنبله - این مال خودمونه.</i></span>)، <span style="color:hsl(240,75%,60%);"><i>خوشه گیسو</i></span> عه.</p><p style="text-align:justify;">و این که جهان در حال انبساطه (که البته این رو از قبل میدونستم، گاهی باید از خود متشکر بود!! خخخ) ولی بازم این که با جزئیات توضیح داده شده بود، خیلی لذت بخش تر بود. و این که تئوری هایی در خصوص انبساط جهان هم گفته شده بود.</p><p style="text-align:justify;">میدونستید به استثنای چند کهکشان محلی، همه کهکشان‌ها از راه شیری دور می‌شن؟ و هر چی که اون کهکشان دورتر باشه، این سرعت هم بیشتره؟؟ :) - <span style="color:hsl(240,75%,60%);"><i>ارجاع به قانون هابل، رسم بردار و رابطه خطی این دو پارامتر</i></span></p><p style="text-align:justify;">راجع به نسبیت عام انیشتین، ماده و خمیدگی فضا و زمان گفته شده بود. این که هر ماده‌ای در فضا و زمان بسته به جرمی که داره به علت گرانشی که داره خمیدگی ایجاد میکنه.. و هر چی جرم بیشتر خمیدگی بیشتر... اگه جرم اون قدری زیاد باشه حتی این خمیدگی فضای اطراف باعث میشه حتی مسیر نور به علت خمیدگی فضای اطراف خمیده میشه.. مثل کار عدسی ها. (فهمیدم انگلیسی <span style="color:hsl(240,75%,60%);"><i>عدسی یا همون لنز</i></span> از کلمه لاتین <span style="color:hsl(240,75%,60%);"><i>Lentil</i></span> اومده که همون lentil هم یعنی عدس!! جالبه نه؟ منظورم اینه که ما هم میگیم عدسی. همیشه فکر میکردم ما ایرانیا به خاطر شکل عدس بودن عدسی میگیم بهش عدسی ولی در واقع میشه گفت به نوعی ترجمه هم بوده، نه؟ خخخ)</p><p style="text-align:justify;">این که اجرام در جهان به دور خود میچرخند (مثل همین چرخش زمین به دور خودش) و این در نتیجه نحوه‌ی شکل‌گیریشونه؛ یعنی این اجرام به طور کاملا یکنواخت و متقارن در فضا پخش نشدن و یک طرفشون نسبت به طرف دیگه شون ماده بیشتره و جذب شدن ماده به سمت داخل، نتیجه این عدم توازن و چرخش کل مجموعه است.</p><p style="text-align:justify;">البته من هنوز فصل اول این کتابم ولی تا جایی که الان فهمیدم، واژه‌ی ماده‌ی تاریک از این جا اومد:</p><p style="text-align:justify;">همون نزدیک ترین خوشه کهکشانی که گفتم، اون طبق محاسبات با سرعت خیلیییی زیادی به دور خودش میچرخیده که با توجه به جرم ماده‌ای که تخمین زدن درش وجود داشته، این سرعت معقول نبوده! یعنی این سرعت باعث از هم گسیختگی‌اش باید میشده. چون با توجه به نیروی گریز از مرکز، سرعت چرخش به دور خود یه حدی داره که اون خوشه از هم پاشیده نشه!!! این طور شد که این تئوری شکل گرفت، ماده‌ای وجود داره که نورش به ما نمیرسه و خیلی جرم زیادی وجود داره، اسم این ماده رو ماده تاریک میذارن. :) جالب نیستتت؟؟؟</p><p style="text-align:justify;">حالا اگه نظریه انرژی تاریک و ماده تاریک درست باشن، حدود ۲۷ درصد از جهان رو ماده تاریک، تفریبا ۶۸ درصد اونو انرژی تاریک و ۵ درصد برای هر اون‌چه که مستقیم میتونیم ببینیم باقی میمونه.. آااااا چه هیجان انگیز، نه؟؟</p><p style="text-align:justify;">این که انرژی تاریک چیه رو هم یه توضیح خلاصه داده بود. :)</p><p style="text-align:justify;">آه و آره؛ خوندن این فصل کلی بهم حال داده. برامم مهم نیست که فکر کنین چه حوصله سَر بَر!! :دی</p><p style="text-align:justify;">این وسط <span style="color:hsl(240,75%,60%);"><i>اَبَرنواَختَر</i></span> هم یه توضیح کوچیک داده بود که اپیزود "<span style="color:hsl(240,75%,60%);"><i>بازی بزرگ</i></span>" شرلوک هم برام زنده کرد؛ به خاطر ابرنواختر ون بورن! :))) دلم خواست ریواچش کنم..</p><p style="text-align:justify;"> </p><div class="raw-html-embed"><div style="text-align: center;">
<img src="https://dl.blogix.ir/20260409181919913376.webp" width="400px" height="auto">
</div></div><p> </p><p style="text-align:justify;">چند روز بعد نوشت: بازی بزرگ رو ریواچش کردم.. هنوز برام محشر بود... برام نوستالژی بود. :"))</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://wonderel.blogix.ir/post/4/comment</comments>
		<dc:creator>شرلوک هلمز</dc:creator>
		<slash:comments>12</slash:comments>
		<category>Me</category>
		<category>Book</category>
		<category>Movie</category>
	</item>
	<item>
		<title>بلوک چوبی!</title>
		<link>https://wonderel.blogix.ir/post/3</link>
		<guid isPermaLink="true">https://wonderel.blogix.ir/post/3</guid>
		<pubDate>Sun, 05 Apr 2026 21:14:54 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[آیا تنهایی یه چیز انتخابیه؟ شاید! به نظرم باید بشینن و راجع بهش تحقیق کنن، خدا رو چه دیدی شاید کدی چیزی روی دی ان ای کشف کردن که هر کی داشته باشدش تنهاست. البته نمیدونم شاید تا حالا هم همچین تحقیقی صورت گرفته باشه یا نه. آه از عدم قطعیتای ذهنم متنفرم که حتی وقتی یه متن کوچیک مینویسم باید حواسم باشه...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;">آیا تنهایی یه چیز انتخابیه؟ شاید! به نظرم باید بشینن و راجع بهش تحقیق کنن، خدا رو چه دیدی شاید کدی چیزی روی دی ان ای کشف کردن که هر کی داشته باشدش تنهاست. البته نمیدونم شاید تا حالا هم همچین تحقیقی صورت گرفته باشه یا نه. آه از عدم قطعیتای ذهنم متنفرم که حتی وقتی یه متن کوچیک مینویسم باید حواسم باشه که نکنه تا حالا انجام شده باشه؟ نکنه اصلا رفرنس داره.. بگذریم. در کل از زمانی که یادم میاد تنها بودم. دوران کودکیم رو یادمه تو باغچه‌ی (بزرگتر از باغچه بود و تقریبا توی دسته‌ی باغ قرار میگرفت.) مادربزرگم به تنهایی با هر چی شاخه و برگ و خاک و از این قبیل بود بازی میکردم به تنهایی! کلی سناریوی عجیب و باحال داشتم. بدون وجود کسی! وقتی دبستانی بودم هم دوست صمیمی نداشتم. راهنمایی یه مدت سه ماهه یه دوست داشتم ولی فقط همون مدت. و از اون موقع به بعد دیگه دوستی نداشتم تا به حال. البته دروغ چرا یه بازه ی 4 الی 5 ساله هم یه دوست مجازی داشتم که خب بیشتر اوقات روزو با هم حرف میزدیم ولی اونم یه ساله که خبری ازش ندارم و خب بیشتر برای این باهام حرف میزد که از تنهایی نترکه! خخخ. حالا که فکر میکنم اونم مثل من بود.</p><p style="text-align:justify;">دیگه جزو فرض‌های ذهنیم شده که شاید همه همین طورن. شایدم نه. اصولا انسان‌ها تجربیات خودشونو به همه آدما نسبت میدن. همیشه برام گروه‌های دوستی فیلما و سریالا که این قدر خوب با هم کنار میان عجیب بود. نکنه اینم جزو چیزای غیر واقعی ایه که تو فیلما نشون میدن. نمیدونم واقعا نمیدونم...</p><p style="text-align:justify;">شاید به خاطر قوانینیه که زمانی که نوجوان بودم داشتم. شاید تقصیر خونوادمه. نمیدونم. قوانینی مثل این که شماره تو به کسی نباید بدی. پیام نباید بدی. فقط درس. این چیزا رو دَرست تاثیر داره. اصلا مگه اینا قابل اعتمادن و این حرفا. و باعث میشه رابطه‌های دوستانه‌ام همیشه در حد سطحی باقی بمونن. یکی از همین دوستان سطحی که داشتم یه بار بهم گفت زیادی محتاطم و این احتیاط احتمالا ریشه خانوادگی داره. و آره منطقیش اینه که داره. همینه که قبل هر تصمیمی باید چندین بار همه جوانبو در نظر بگیرم و بسنجم و این یه قانون و ملاک ذهنیه برای من.. و آره گاهی آزاردهنده.. آه اصلا این جا نشستم که پست مربوط به معرفی یه فیلم و چندتا دیالوگ محشر بنویسم و نه این که غرغر هایی مثل اینو بنویسم. عنوان این پست هم به خاطر همین گذاشتم "<span style="color:hsl(0,100%,50%);"><i>بلوک چوبی</i></span>".</p><p style="text-align:justify;"> </p><p style="text-align:center;"><span style="color:hsl(180,75%,60%);"><i>+ 37 ثانیه.</i></span></p><p style="text-align:center;"><span style="color:hsl(180,75%,60%);"><i>- عالیه. آفرین.</i></span></p><p style="text-align:center;"><span style="color:hsl(180,75%,60%);"><i>+ حالا صبر میکنیم.</i></span></p><p style="text-align:center;"><span style="color:hsl(180,75%,60%);"><i>- نه. ما نفس میکشیم. تپش میکنیم... قلب‌های ما میزنه. ذهنمون میسازه... روحمون شیرجه میره... 37 ثانیه یه زندگیه!</i></span></p><p style="text-align:justify;"> </p><p style="text-align:justify;">این دیالوگ محشر مال فیلمیه که اتفاقی امروز بهش برخوردم. خیلی سال پیش هم دیده بودمش ولی وقتی بچه بودم برای همین درکی از مفهومی که میرسونه نداشتم.</p><p style="text-align:center;"><span style="color:hsl(0,0%,60%);"><i>Mr.</i></span><i> </i><span style="color:hsl(0,100%,50%);"><i>M</i></span><span style="color:hsl(0,75%,60%);"><i>A</i></span><span style="color:hsl(270,75%,60%);"><i>G</i></span><span style="color:hsl(180,75%,60%);"><i>OR</i></span><span style="color:hsl(239,100%,50%);"><i>I</i></span><span style="color:hsl(0,75%,60%);"><i>U</i></span><span style="color:hsl(270,75%,60%);"><i>M</i></span><span style="color:hsl(180,75%,60%);"><i>'</i></span><span style="color:hsl(60,75%,60%);"><i>S</i></span><i> </i><span style="color:hsl(60,75%,60%);"><i>WONDER</i></span><i> </i><span style="color:hsl(0,0%,60%);"><i>EMPORIUM</i></span></p><p style="text-align:center;">یا همون</p><p style="text-align:center;"><i>"</i><span style="color:hsl(180,75%,60%);"><i>اسباب‌بازی فروشی عجیب آقای مگوریوم</i></span><i>"</i></p><div class="raw-html-embed"><div style="text-align: center;">
<img src="https://dl.blogix.ir/20260415230929291443.webp" width="400px" height="auto">
</div></div><p style="text-align:justify;">تو نگاه اول یه سینمایی نوجوانانه و کودکانه است ولی با دیدن دیالوگا و بازی بازیگرا میفهمیم که در واقع تلنگری به آدم بزرگاست. این که فراموش کردن یه فروشگاه تخت‌خواب، یه ساعت فروشی و حتی پارک میتونن جاهایی برای سرگرمی و شادی باشن که بچگیامون و دیدی داشتیم به این مکان‌های به ظاهر جدی نگاه میکردیم.</p><p style="text-align:center;">(ادامه در ادامه مطلب)</p><p style="text-align:center;"><span style="color:hsl(0,75%,60%);"><strong>*         *         *</strong></span></p>]]></content:encoded>
		<comments>https://wonderel.blogix.ir/post/3/comment</comments>
		<dc:creator>شرلوک هلمز</dc:creator>
		<slash:comments>6</slash:comments>
		<category>Me</category>
		<category>Movie</category>
	</item>
	<item>
		<title>کوآنتوم، نسبیت، ماده‌ی سیاه + افسون فیزیک</title>
		<link>https://wonderel.blogix.ir/post/2</link>
		<guid isPermaLink="true">https://wonderel.blogix.ir/post/2</guid>
		<pubDate>Sat, 04 Apr 2026 15:01:19 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[سه تا کتاب خریدم. یکیشو نسخه چاپی و دوتا به صورت PDF از طاقچه.
کتابی که نسخه چاپیشو خریدم:
۱. چگونه به سگم از نسبیت میگویم.
دو کتابی که نسخه پی دی افشونو با قیمت خیلی خوبی (اگه اپ طاقچه داشته باشین متوجه میشین که این برای یه دانشجوی ارشد بی‌پول بهترین قیمته! خخخ) گرفتم این دوتان:
۲. ماده تاریک و انر...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<div class="raw-html-embed"><div style="text-align: center;">
<img src="https://dl.blogix.ir/20260404151213125476.webp" width="300px" height="auto">
</div></div><p style="text-align:justify;">سه تا کتاب خریدم. یکیشو نسخه چاپی و دوتا به صورت PDF از طاقچه.</p><p style="text-align:justify;">کتابی که نسخه چاپیشو خریدم:</p><p style="text-align:justify;"><span style="color:hsl(180,75%,60%);"><i>۱. چگونه به سگم از نسبیت میگویم.</i></span></p><p style="text-align:justify;">دو کتابی که نسخه پی دی افشونو با قیمت خیلی خوبی (اگه اپ طاقچه داشته باشین متوجه میشین که این برای یه دانشجوی ارشد بی‌پول بهترین قیمته! خخخ) گرفتم این دوتان:</p><p style="text-align:justify;"><span style="color:hsl(180,75%,60%);"><i>۲. ماده تاریک و انرژی تاریک (مربوط به مباحث فیزیک)</i></span></p><p style="text-align:justify;"><span style="color:hsl(180,75%,60%);"><i>۳. چرا با سگم از فیزیک کوآنتوم میگویم.</i></span></p><p style="text-align:justify;">شاید بگین چرا سگ؛ ولی این عنوان در واقع به معنای اینه که به زبان ساده این مفاهیم رو توضیح میده. طوری که همه بتونن متوجهش بشن.</p><p style="text-align:justify;">یه کتاب دیگه هم بود اسمش "<span style="color:hsl(180,75%,60%);"><i>افسون فیزیک</i></span>" بود که با خودم گفتم فعلا همینا رو تا بخونم کلی تایم میبره و این که یه کد تخفیف هم تا اون موقع احتمالا بگیرم براش. :))</p><p style="text-align:justify;">نمیدونم اصلا کسی به این موضوعات علاقه‌ای داره یا نه ولی اگه میخواین مفاهیمی مثل فیزیک کوآنتوم و نسبیت رو به سادگی و با چاشنی سرگرمی یاد بگیرین کتابای خوبین.</p><p style="text-align:justify;">منظورم اینه که واقعا نمیخواین بدونین فیزیک کوانتوم و ماده‌ی سیاه چی ان؟ واقعا دوست ندارین بدونین؟ به خدا خیلی مباحث شیرینین. فقط کافیه بهشون یه فرصت بدین.</p><p style="text-align:justify;"> </p><p style="text-align:justify;">+ بلاگیکس عزیز، گفته بودید آپدیت میدید و کلی خوشحال بودیم. آپدیتتون نه شامل افزایش حروف مجاز پست‌هاست و نه این که بشه اندازه عکس‌ها رو به راحتی متناسب با اندازه صفحه کرد. به نظرم اگه آپدیتی در کار باشه اول باید رفع نواقص قبلی باشه نه اضافه کردن  چیزای جدید و کم استفاده!</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://wonderel.blogix.ir/post/2/comment</comments>
		<dc:creator>شرلوک هلمز</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>Book</category>
	</item>
	<item>
		<title>1. Village!</title>
		<link>https://wonderel.blogix.ir/post/1</link>
		<guid isPermaLink="true">https://wonderel.blogix.ir/post/1</guid>
		<pubDate>Fri, 03 Apr 2026 20:27:44 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[توی این ۴ - ۵ روزی که اومده بودیم روستا میتونم به جرئت بگم که حداقل ۳ روز اولش منو از فکرهای مختلفم دور کرد و کلی بهم خوش گذشت. شب‌ها که سرمو رو بالشت میگذاشتم از خستگی خوابم میبرد. هنوز هم برای به خواب رفتن به پادکست نیاز دارم ولی خب میتونم بگم زودتر خواب میرفتم.. و آره میتونم صددرصد بهتون اطمینان...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<div class="raw-html-embed"><div style="text-align: center;">
<img src="https://dl.blogix.ir/20260403213835411127.webp" width="300px" height="auto">
</div></div><p style="text-align:justify;">توی این ۴ - ۵ روزی که اومده بودیم روستا میتونم به جرئت بگم که حداقل ۳ روز اولش منو از فکرهای مختلفم دور کرد و کلی بهم خوش گذشت. شب‌ها که سرمو رو بالشت میگذاشتم از خستگی خوابم میبرد. هنوز هم برای به خواب رفتن به پادکست نیاز دارم ولی خب میتونم بگم زودتر خواب میرفتم.. و آره میتونم صددرصد بهتون اطمینان بدم و این تئوری که سفر و روستا، روحیه‌ی آدمو جلا میده ثابت کنم.. جلا که چه عرض کنم..</p><p style="text-align:justify;">فضایی که از شهر، بیشتر درخت داره (و کمتر آدم!) و یه نقطه قوت بزرگه چون به قول کتاب "<span style="color:hsl(180,75%,60%);"><i>و هر روز صبح از خانه دورتر و دورتر می‌شود</i></span>":</p><p style="text-align:justify;"><i>"</i><span style="color:hsl(180,75%,60%);"><i>درخت‌ها اهمیتی به افکار آدم‌ها نمیدهند.</i></span><i>"</i></p><p style="text-align:justify;">تمام مدت که به اطراف نگاه میکردم مخصوصا شاخه‌های درختا یاد دنباله فیبوناتچی میفتادم. همون که معلم ریاضیات دبیرستانم میگفت داخل شاخ و برگ درختا و کل طبیعت پنهان شده. البته حرف آقای <span style="color:hsl(180,75%,60%);"><i>مگوریومِ</i></span> "<span style="color:hsl(180,75%,60%);"><i>اسباب بازی فروشی آقای مگوریوم</i></span>" که از حسابداری که تازه برای رسیدگی به امور مالی (بعد از بالای ۲۰۰ سال به گفته خودش) اسباب‌بازی فروشیش استخدام کرده بود و این دنباله جزو سوالاتی برای استخدام کردنش بود و همچنین دیدن فراکتال داخل یه سریال که مربوط به ریاضیات بود،  توی این یادآوری بی تاثیر نبودن. ولی ولی واقعا خونمو به هیجان مینداخت این همه زیبایی و نظمی که وجود داشت توی اون طبیعت بکر.</p><p style="text-align:justify;">مسیر برگشت؛ به خاطر مسیر سنگلاخی جاده که باعث شکسته‌شدن جوش کاربید اگزوز ماشین شد و باعث شد نصف وسایلو توی خونه روستایی رها کنیم تا به شهر برسیم برای تعمیرش و توی تاریکی با سرخوردگی در حالی که ماه ماه کامل شب چهاردهم در گوشه ی سمت راست جاده خودنمایی میکرد، سفر رو به پایان میرسوندیم.</p><p style="text-align:justify;">شاید به خاطر حس مثبتِ سفر به روستاست که این سرخوردگی رو هم دوست دارم وگرنه در حالت عادی این موضوع برام غیر ممکن بود.</p><p style="text-align:justify;">پ.ن: آتیشی که تنهایی درست کردم و سیب‌زمینی آتیشیای خوش مزه‌ای که پختم، بهم حس غرور میده.</p><p style="text-align:justify;">پ.ن۲: باید هنوز روی درون خودم کار کنم چون به قول فک کنم تاو جانسون:</p><p style="text-align:justify;"><span style="color:hsl(180,75%,60%);"><i>The main thing in life is to know your own mind.</i></span></p><p style="text-align:justify;">پ.ن۳: نمیخوام باور کنم که بیان بسته شده..</p><p style="text-align:justify;">پ.ن۴: هنوز از هدف این وبلاگ جدید و این آیا اصلا به وجود آوردنش برام به درد بخوره یا نه مطمئن نیستم. ولی میدونم که نمیخواستم وبلاگ اصلیم بشه روزانه نویسی. نمیدونم شاید این جا هم تبدیل کنم به مکانی برای معرفی کتاب و فیلم. نوشتن راجع له خودم برام سخته. :/</p><p style="text-align:justify;"> </p><p style="text-align:justify;">+ یاد رزیدنت اویل ویلیج افتادم. این بازی جزو محشرترین بازیاست با یه داستان محشر..</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://wonderel.blogix.ir/post/1/comment</comments>
		<dc:creator>شرلوک هلمز</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<category>Me</category>
	</item>
</channel>
</rss>