ⱽⁱᵛᵃ ˡᵃ ᵛⁱᵈᵃ◡̈⃝

افکار یه سقوط کرده از پشت‌بوم بیمارستان بارتز!

۱. برنامه‌های گوشی دیشب بالاخره گوگل پلی مرحمت فرماییدن و باز شدن تا آپدیت کنم. (اولش سرعتش اون قدر کم بود که دو ساعت گذشته بود و یکی از برنامه هام هنوز ۳۰ درصد بود آپدیتش... بعد کم کم تند تر شد!) گوشیم هم آپدیت کردم و سرعتش به نسبت بهتر بود.

۲. نت مخابراتمون قطعه. همیشهههه خدا قطعه و مجبور بودم تا صبر کنم نت دیتا بهتر بشه. فکر کنم نت بی‌الملل مخابرات نسبت به دیتا قوی تره، نه؟

۳. چهار الی پنج ساعته دارم لپ تاپ آپدیت میکنم. کجای دنیا این قدر سرعت نت کنده؟ برای آپدیت چند مگ ۵ ساعت خیلیه. حالا هم رو ۹۹ درصد آپدیت یه پکش گیر کرده.(بیست دقیقه بعد: هنوز رو ۹۹ درصد مونده اون آپدیت لعنتی پک آخر!)

۴. بالاخره تونستم بازی های عزیز PUBG و SKYCOTL رو آپدیت کنم. البته هنوز آپدیتای داخلی بازی PUBG مونده. جدیدا پابجی بازی کردن افسرده‌ام میکنه... نه به خاطر جنگ نه. منو یاد یه دوستی میندازه که هی میخواستم پابجی یادش بدم و هی مطمئن بودم اون یاد بگیر نیست. حوصله‌صو نداشت. البته این یکی از دلایلشه. نمیدونم از دو سال پیش ناخودآگاه حس غم میده...

۵. خیلی اتفاقی در حین آپدیت بازی‌های گوشیم یه هو به بازی مشهور Subway برخوردم. نصبش کردمو و خب احتمالا تا چند روز برام جالب باشه.

۶. رزیدنت اویل ۹ رو خب اون قدر سیستم قوی ندارم خودم بازی کنم. حتی کرکشو! اصن نمیدونم این نسخه اش کرکش و برای PC هنوز هست یا نه. ولی میدونم لپ تاپم کششو نداره و باز هم باید مثل همیشه به دیدن واکترو یا داستان بازی از یوتیوب بسنده کنم! البته که باز نمیشه یوتیوب. البته که نت وصل کردن ولی انکار نکردن. البته که.. هوف. (لامصب سریای آخری رزیدنت مخصوصا ویلیج و دی ال سی ویلیج عالی بودن!!!!! عالییییییییی.)

۷. بالاخره تونستم برای کمتر از کسری از ثانیه به تیک تاک وصل بشم وکاملا مشخص بود که دوپامین دیتاکس شدم!! از بس این سه ماه سریالای طولانی دیدم و مطالعه کتابم بیشتر شده مغزم برای ویدئوهای کوتاه و بازه‌های هیجانی کوتاه و اطلاعات خیلیییی زیاد در دقیقه و اسکرول کردن مقاومت میکرد. بماند که خیلی آخر شب بود و خسته هم بودم. ولی خب تغییر ریتم مغزی مشخص بود. ولی چه قدر دلم تنگ شده بود.. :") اگه باز بتونم خیلی تصادفی وصل بشم احتمالا یه کم وقت بیشتر بذارم برای اسگرول. دلم تنگ شده خب.(آقا حالا که دوپامین دیتاکس شدیم سعی کنیم مراقب باشیم باز به اون روز نیفتیم. خخخ)

۸. من تا حالا هر چی چنل دیلی تلگرام زدم تنها سابسکرایبرش خودم بودم برای همین مطمئن نیستم که بزنم یا نه..

۹. دوستای توی بازی‌ها که میشناختم، با دوتاشون حرف زدم باز و... آره کلی ذوق کردم. حتی شده برای یه لحظه ذهنم از دنیا و همه چیز پر کشید و شاد بود. یکیشون میگفت اگه باز محو بشی خودم دست و پا تو میشکنم و بعد هم میکشمت! خخخ گفتم باشه ولی خب.. از اینترنت ما چیزی معلوم نیست.. این باشه ممکنه نباشه!

۱۰. دو تا مقاله خوندم امروز. کمهههههه و برای پایان نامه‌ام شاید در حد ۰.۵ درصد کمک کرده باشن و بلکه کمتر...

۱۱. گاهی دلم میخواد که... آاا کام آن، ولش کنین. کمتر ناله و زاری کنم.

گزار پش منطقی و مثلا کوتاه این چند روز تمام.

بدون عنوان!

شرلوک هلمز شرلوک هلمز 6 خرداد 12:00 · شرلوک هلمز ·

از احمق‌ها متنفرم...

حالا دو حالت داره... یا اونا احمقن یا من! این که هنوز معیاری برای سنجیدن این که کدوممون احمقیم پیدا نکردم، آزاردهنده است...

 

+  حتی تحمل این نوع آدما سخت و آزاردهنده است! آااا دارم رد میدم از عصبانیت...

Never

شرلوک هلمز شرلوک هلمز 4 خرداد 17:48 · شرلوک هلمز ·

 

بگذار.. این._.. آخرین___ راز..._ ناتمام. من_.__ باشد___ :).._

A line of poetry from S. Teasdale *

 

 

...A simple mystery / riddle? Maybe +

:) ...The last P.? Maybe ++

New style unlocked!!

شرلوک هلمز شرلوک هلمز 3 خرداد 23:48 · شرلوک هلمز ·

 

 هودی با کت؟!🤨

هوم، استایل قابل تاملیه... تا زمستون بعد وقت دارم به این که این استایلو محقق کنم یا نه فکر کنم!

ولی کجا بپوشمش آخههههههههههه.

جایی ندارم..

از

این

بی جا(!)

بودن

خسته

شدم!!

😪

آهنگ خیلی ترند چینی (My Love) در پس زمینه-

تایپ کردن-

امروز روز تقریبا پر باری بود. رفتم دانشگاه شهر خودمون (اگه نمیدونید قبلا تو پستای دیگه نوشته بودم که دانشگاهای هر شهر یه نت بین‌الملل دست و پا شکسته به دانشجویای دانشگاه‌های دیگه هم میدن.) و چند تا مقاله دانلود کردم. از ۹ تا ۱۲:۳۰ چندتا مقاله دانلود کردم و ژورنالاشونو چک کردم که Q1 باشن. Q1 بودن ژورنالا برای من خیلی مهمه.

بعدم که اومدم خونه، دیدم مامان خانوم باز کُلی کیلو سبزی خریده چون کُلییی کیلو سبزی که چهارشنبه خریده بود به نظرش برای لعاب خورشت کافی نبودن. هیچ چی دیگه تا نزدیکای غروب این کُلی کیلو سبزی (شامل شوید و تَره و اسفناج) رو کمک کردم و پاک کردیم. من به همون سبزی کم لعابه راضییی بودم. تازه باز میگفت اسفناج کم خریده کاش بیشتر خریده بود! میترسم باز بره بگیره.😂😭

این کُلی کیلو وقتمو گرفت!! به نظر من پاک کردن تَره از پاک کردن هر سبزی دیگه‌ای سخت‌تره!

صبح یه هو دیدم ای دل غافل! نونمون دیروز تموم شده و یادمون رفته بخریم. گفتم تا آماده میشم برم، یه کم برنج توی یه کاسه کوچیک کته درست کنم. مامانم میگفت وقت نمیشه ولی من میگفتم میشه میشه. ۲۰ دقیقه زمان میبره. آخرای پختش هم یه تخم مرغ شکستم روی برنجا تا آبپز بشه باهاشون. اصلاااا هااااا خوشمزه‌ترین صبحانه همینه. به نظرم نسبت به سایر صبحانه‌های معمول این خوشمزه‌تره! بلههه، ذائقه من اینه.😭😂 زود هم آماده شد. کمتر از ۲۰ دقیقه فکر کنم. تا آماده شدم و لباسامو پوشیدم، پخته بود و خوردمش و رفتم.

کتابی که میخونم به جاهای جالبش رسیده. :)

هفته پیش مینی سریال "هنر سارا (سارا کیم)" و "Once Upon Boyhood" رو دیدم و از لحظه لحظه هر دو تا لذت بردم. از دو ژانر مورد علاقه ام بودن.. و ذکاوت این سارا واقعا دست مریزاد داشت! میگن بر اساس یه داستان واقعیه.

دیشب به خاطر پست یکی از وبلاگایی که این جا دنبال میکنم یاد آثار تیم برتون افتادم. لامصب عاشق کاراش بودم و دیدم عه وا من "Sleepy Hallow" رو ندیدم. نشستم دیدمش. منتظر بودم منطقی تموم بشه چون اولش منطقی بود ولی یه هو زد تو جاده خاکیه ماوراء... البته طبیعیه آثار تیم برتونِ عزیزن دیگه.. ولی خب بدجور سیلی غیرمنطقی‌ای به روندی که مغزم تا ته داستانو برای خودش نوشته بود زد!😂😂

قبلنا سینمایی زیاد میدیدم ولی الان بیشتر سریال دوست میدارم. نمیدونم چرا حس میکنم سینمایی‌ها جدیدا آبکی و سریع و به طرز غیرقابل تحملی محتوای داستانیو فشرده میکنن. بماند که قابل حدسن! حالا قبلنا میگفتم حوصله‌ی سریال ندارم. الان ترجیحم سریاله! شخصیت آدما واقعا تغییر میکنه. :|~ حتی تو این چیزا!

Let the world burn پلی شد-

ادیت زدن زندگی خودم باهاش تو ذهنم. هعی..

همین بود امروز.

فردا مقالات رو ترجمه میکنم تا پس فردا باز برم دانشگاه. امشب دیگه نمیتونممم... میخوام یه چیزی بخورم و سریال جدید ببینم.

 

پ.ن: خواستم یه کتاب بخرم. یکیش ۳۰۰ هزارو خورده و یکیش هم ۵۰۰ هزار.. موندم تو دو راهی کدومو بخرم... هی میگم ارزون بهتره... بعد میگم نکنه سانسور شده باشه... آاااا بلاتکلیفی... یه راه سوم هم اضافه شد. چطوره نخرم و پولمو ذخیره کنم؟ به هر حال کتاب نخونده زیاد دارم... آااااااااااااااااااااااااااااااااا...

++ بازی اندروید The Baby in Yellow واقعا خفنه! میتونه با بازیای PC و سایر رقابت کنه!✨️ تو این بی‌نتی از نداشتن بازی آنلاین به این بازی رو بردم. واقعا هم خفن بود!✨️

بَس!

شرلوک هلمز شرلوک هلمز 29 اردیبهشت · شرلوک هلمز ·

هوای دلم بس ناجوانمردانه ابریه... میخوام باز خودمو تو کار غرق کنم.. یه آگهی دیدم که کارشناس مخصوص رشته‌مو میخواست.. الان من نظریای ارشدو گذروندم و پایان‌نامه هنوز ننوشتم میتونم بگم ارشد دارم یا نه حتما باید مدرکمو بگیرم؟... نمیدونم! به هر حال پیام دادم بهشون تا ببینم چی میگن.. کاش عصرکار باشه.. یه خبر دیدم که دانشگاه هر شهر به دانشجوهای شهرهای دیگه هم اینترنت بین الملل میده(البته فقط توی خود دانشگاه).. میخوام صبحا برای دانلود مقاله و این طور کارا برم دانشگاه شهر خودمون... ببینم چی میشه.. من که چشمم آب نمیخوره به همین راحتیا باشه... فردا میرم ببینم چطوریه..

لامصب دیشب یه خبر دیدم که به گیمرای حرفه‌ای هم نت بین‌الملل تعلق میگیره!!(مگه به خاطر امنیت نیست که نت رو از رو آدما بستن و یه دانشجوی بدبخت باید پاشه بره دانشگاه حتما تا بتونه سایتای علمیو ببینه!!!) اصن دلم میخواد داد بزنم از این حجم از... آااااا... البته یکی زیر همین خبر توکامنتا نوشته بود گیمرای حرفه‌ای نه نمیدن و به بازی سازان تعلق میگیره. حالا نمیدونم به گیمرای حرفه‌ای میدن یا به بازی‌سازا... اینم گفتم یه هو خبر اشتباه نداده باشم.. خواستین بدونین کدومشه خودتون سرچ کنین.. انقدر خستم که دیگه خودم نمیتونم ته توشو در بیارم بعد هی حرص بخورم!😂😑

خلاصه که آره... دوباره میخوام به دنیای پاره شدن بسیار از کار اضافی سلام کنم... تو این اوضاع روحی شدنیه؟ نمیدونم! احتمالا روحمم از همه چیز دور کنه کار زیاد...

 

+ توی بیان وب اصلیم همیشه از گوگل بازدید داشت و دو سه تا علاقه‌مند پیدا میشد که کلی ذوق میکردم... الان لامصب وب اصلیم این جا از جهان که چه عرض کنم از همه جا دستش بسته است... فکر نکنم برچسب‌ها هم فایده داشته باشن... هعی‌..

++ همه جا همه چی  ساکته... دلم تنگه تلگرام و تیک‌تاک و یوتیوبه...

+++ داد زدن توی بالشت جواب میده نه؟؟

++++ به قول یکی هعب (همون هعی)... لعنتی.. دلم تنگ شد...

+++++ آهنگ تموم میشن روزای سیاه و سفید شروین حاجی پور... هعب...

فاکینگ اعصاب خورد!!!

شرلوک هلمز شرلوک هلمز 27 اردیبهشت · شرلوک هلمز ·

3 فاکینگ ماهه که یه دانشجوی ارشد مملکت اینترنت نداره که پایان نامه شو شروع کنه!!! تازه به طور خوشبینانه ۳ فاکینگ ماهههه!! این خودش یه عمره می فهمید؟ یک چهارم ساله!! (بماند که ۶ ماهه که اینترنت بگیر نگیر داره. اون حدود دو ماه جنگ ۱۲ روزه هم حساب کنیم میشه ۸ ماهه اینترنت نداریم!! ۸ مااااااااهههههههه!!!!) من دانشگاهم ۲۰۰۰ کیلومتر از خودم دورترههههه و نمیتونم برگردم دانشگاه به خاطر دانلود چندتا مقاله!!

بعد میاین میشینین میگین که به نظرتون وضعیت اینترنت نباید برگرده به حالت قبلی؟ ببخشید چرا شما باید تصمیم بگیری؟ بله البته که میگیری وقتی خودت کاملا به همه چیز دسترسی داری!!! در صورتی که نیازی هم نداری به نت بین الملل و همون نت داخلی برای شمایی که کارت رد و بدل کردن چندتا پیامه کافیه!!!

به جای این فکرها و راه حل های عقب مونده بشینید فکرای اساسی و درست بکنید!!!

بماند که روز ارتباطات رو داخل توییتر تبریک میگید در حالی که ۹۸ درصد جامعه به اینترنت دسترسی ندارن!!! خدایا کجا باید اینو تعریف کرد و خندید!!

بگید میخواید بکنینمون کره شمالی دوم دیگه. راحت باشید. ما اعصاب نداریم که با امیدهای واهی شما هی امیدوار بشیم و هی امیدمونو نابود کنید. فقط قطعی بگید ما تکلیفمون روشن بشه. ۳ ماهه حرفا همش مثل همه و تازگی نداره.

یوتیوبرها، اینفلوئنسرها، برنامه نویس‌ها و کلی قشر از مردم بدبخت هم که اصلا براتون مهم نیست! (هر فردی از جامعه حق دسترسی به اینترنت بین الملل داره. مگه این که نظرتون مثل نظر کیم جونگ ایل باشه!!!)

به علاوه این موضوع که گوشی و لپ‌تاپم هی دارن هنگ میکنم. به روز رسانی میخواننن. وصل کنین اون نت کوفتی رو!

والا من برنامه ریزی دقیق و جالبی تو هیچ موردی از شما نمیبینم پس واقعا چرا سه ماهه خودمو علاف کردم و امیدوارم نمیدونم!!!

ترجیح میدم ترک تحصیل کنم تا اینترنت پروی کوفتی رو بخرم!!!!

در نهایت مجبور به خریدش میشم؟!!!!!!!!! خدایا دلم میخواد برم روی یه کوه تا میتونم داد و جیغ بزنممممم.

دیگه واقعا زیادی خویشتن داری کردم!

این مسئله کار و زندگیم که اوکیه منطقیه.

بریم سر این که آره سرگرمیای ما هم تو اینترنت بین الملله. به تلویزیون نگاه کردین؟ با بیش از ۲۰ شبکه هیچچچچچ چیزی نداره. دو سه تا برنامه جالب هم که داره برنامه های خارجی دوبله شده است!!!

از بچگی میگفتم میرم سر کار یه دونه PS5 میخرم و کل بازیای مشهور بین المللی که نوجوونیم آرزوشونو داشتم رو انجام میدم. الان آاااااا، خدایا چی میتونم بگممممم. نوجوونیم که پرید، جوونیمم باید بپره؟؟؟!!!

مشکل ما فقط پیام‌رسانی نیست که با روبیکا و ایتا حل بشه. میفهمیدددد؟!

کوتاه ولی ناب!

شرلوک هلمز شرلوک هلمز 26 اردیبهشت · شرلوک هلمز ·

یکی از وقتایی که حس میکنم زنده‌َم زمانیه که تو اتاق نشستم یه هو یه باد خنک و ملایم (به نوعی همون نسیم که میگن) از پنجره‌های باز اتاق می‌وَزه، پرده‌ها رو تکون میده و به صورت آدم میخوره. صورت و کل بدن آدم خنک میشه و احساس خوبی میگیره..

این یکی از اون وقتاییه که به خودم میام و نفسی رو که ناخودآگاه انجامش میدادم یا گاهی به ندرت حبس میکردم، خودآگاه انجام میدم و باعث میشه حسای بدی که ناشی از هر تروما یا هر چیز دیگه این، برای لحظه‌ی خیلی کوتاهی محو بشن...

کاش این لحظه‌های کوتاه طولانی تر میشدن... هر چند کوتاهن ولی به طرز عجیبی طولانی‌تر هم هستن..

MₐₜₕₑₘₐₜᵢCₛ

شرلوک هلمز شرلوک هلمز 22 اردیبهشت · شرلوک هلمز ·

برای من ریاضیات یعنی عشق!➗️➕️➖️

جا داشت به سهم خودم روز ملی ریاضیات و سالروز تولد مریم میرزاخانی رو تبریک بگم.

و همچنان نیازمند اینترنت بین‌الملل... یوتیوب و اثبات‌ها و ویدئوهای ریاضی سیو شده ام در اون جا...

چه چیز ریاضی جالبه؟ این قطعیت و بدون ابهام بودن همیشگیش. این که برای همه چیز جواب داره. این که حتی غیر قطعیت و ابهامش هم قطعی و بدون ابهامه!!

و در نهایت برای هر مسئله‌ای، همیشه، یه جواب داره!

:)~

+ به ذوق کردن‌های انسان‌ها اهمیت بدهید.. آهای ای انسان‌ها! خخخ

_Deep1_

شرلوک هلمز شرلوک هلمز 20 اردیبهشت · شرلوک هلمز ·

 

"غذا که فرقی بین زن و مرد قائل نیست

کار سخت هم همین طور"

《تعقیب یشم》

 

#طلا_نوشت #طلا_دیالوگ

 

مکالمه درونی با جان درون:

J: تو فکری؟

- چرا تو سریالا خرمالوهاشونو تو زمستون از درخت نمیچینن؟ کم کم داره این حس بهم دست میده که نچیدنشون باعث میشه کل زمستونو تازه بمونن. بماند که خودم به عینه هم دیدم این موضوعو. چند ماه پیش تو مسیر خوابگاه به باشگاه هم یه خونه رو هر روز میدیدم که خرمالوهای درختشون درشت و رسیده هنوز به درخت بودن و از مرز دیوارای خونه سر به فلک کشیده بودن. اون موقع فکر میکردم شاید خونه متروکه است. در واقع متروکه نه. ترک شده و رفته شده به یه مکان دیگه به دلیل کار و زندگی و ... و میگفتم به همین دلیل صاحبشون نیست که بکندشون. ولی الان اینو تو سریالا هم میبینم. باعث شد شک کنم. این همه مدت سرما‌زده نمیشن؟ میدونم خرمالو میوه زمستونی ایه ولی آخه تا آخر زمستون به درختی که "برگ" نداره باشن طبیعیه؟ خشک نمیشن؟؟

J: سرچ کن.

- ببخشید؟

J: سرچ کن!

- نمیفهمم منظورتو!! (سوت زدن)

J: اون گوگل نصف و نیمه رو باز کن و سرچ کن شرلوک!

- نمیخوام ممنون، از منطق و شهودم استفاده میکنم.

J: میترسی..

- نه!

J: آره.

- (اخم پوکر وار)

J: از این که بدونی..

- نه!

J: بدونی کهههه..

- آرهه! از این که بدونم چرا دو ماهه درخت خرمالویی که بعد از این که فهمیدم میتونم تو زندگی آرزوهای حداقلیم رو به واقعیت بپیوندونم توی حیاط کاشتم، هیچ جوونه‌ای نزده میترسم!! چون مطمئنم اگه اونو سرچ کنم، این موضوعم سرچ میکنم و در نهایت ممکنه به این حقیقت تلخ برسم که درختش خشکککک شده و قبل از به ثمر رسیدن، باید از ریشه درآد و چوب‌های کوچیکش شکسته و نمیدونم آاااا دور ریخته بشن!!

J: (سرچ کردن)

- نکن جان! لطفاااااا!!

 

پ.ن: من عاشق خرمالو هر چی که متعلق به خرمالو باشه هستم. این اسفندماهی یه درخت خرمالو توی خونه کاشتم که متاسفانه دو ماهه هنوز هیچ جوونه ای نزده... نگرانم...

پ.ن ۲: سرچ کردم...